sima
دلــــ♥ــــم برای لمس نگاهت سخت دلتنگی میکند ...
sima
اتفاقى عاشق شد... واتفاقى هم مرد!!! دلم را ميگويم...! هنوز جسدش از زير اعماق درياى اشتباه بيرون نيامده است... خدا کند امشب دريا طوفانى شود!!
sima
صدايت در پيغامگيرِ تلفن ات مهربان است تمام دلتنگى ام را مو به مو گوش مى كند! هر از چند گاهى خانه نباش تا سير درد دل كنيم!
sima
تمرین نرنجیدن می کنم.... و صبوری را مشق ....امانسیم یاد تو که می وزد هوای دلم بارانیست....
sima
صادقانــــه بگویــــم ... من کــــم آورده ام !!! مــن همه ی بودنــــها را ... در نبودنهایت کــــم آورده ام...
sima
صدای گــــــام های تــــــو ضربــــــان زندگــــــی من است بــــــا من راه بیــــــا هنــــــوز تشنــــــه ی زنده بودنــــــم ..
sima
زیر این سقف بلند، روی دامان زمین، هر کجا خسته شدی، یا که پر غصه شدی، دستی از غیب به دادت برسد و چه زیباست که آن دست خدا باشد و بس،
sima
بــاز بویِ پاییز ، و ترس تمــامِ وجودم را میگرد ؛ که نکند یادت هــم در یکی از این پـــاییز ها تنهایم بگذارد ..
sima
سرگردان میان پاییز... همراه برگ ها کاش مرا هم جایی می برد باد...
sima
تقصیر از خودم بود.. به خواهش دلی لبخند زدم که دلبر بسیار داشت.........
sima
با من همچنان در گذشته زندگی کن... زندگی در آینده نه برای تو چیزی داشت نه برای من...
sima
غرق می شود یکی در آب، یکی در خیال؛ و من در تو ، در نگاهت ...
sima
ساده اتفاق افتاد.. تو با برقِ نگاهت به من خندیدی و دلم رسم تپیدن از یاد برد..
sima
امــــــــروز با همه ی دنـیــــــــا قهــــــرم … امــــــا تــــــــــو صدایــــــم کــن بـرمـی گـــــــــــــردم...!
sima
سرنوشتِ مرا چشم های تو رقم می زند لطفا پلک نزن .....