sima
دلــــ♥ــــم برای لمس نگاهت سخت دلتنگی میکند ...
sima
من خیلی سخت دوستت دارم !! و تو خیلی راحت نمی فهمی !!
sima
مدتهاست، نه به آمدنِ كسي دلخوشم، نه از رفتنِ كسي دلگير... بي كسي هم عالمي دارد...!
sima
خوب شد در گیر و دارِ رفتنت یک "عکس" از خودت جا گذاشتی حالا تو نیستی و من مؤمنی شدهام برای خود نماز میخوانم،دعا میکنم همه رو به قبله اما من بر "عکس" عزیزِ من اگر کسی گفت که بوی مهر میدهی تعجب نکن بدان شاعری تو را به سجده نشسته است...
sima
بـــرای دختــــرم آرزوی خوشبختــــی می کنــــم مــــــادرم هم برای من آرزوی خوشبختــــی کرده بود و مادرش هم برای مـــــادرم! نا امیــــــد نیستــــــم؛ یک روز عاقبت، دختــــــری از نسل مــــــا خوشبخت خواهــــــد شد!
sima
تمام خنده هایم را نذر کرده ام تا تو همان باشی که صبح یکی از روزهای خدا عطر دستهایت دلتنگیام را به باد بسپارد دلتنگم ..
sima
از چشم هایت خواندم مرگم را آرزو کردی ندانستی همان لحظه که دستانم را رها کردی من مردم....
sima
هــــرگز در زندگــــی نا امــــید مشو.... یــادت باشد: زیبــــاترین بــاران ها از ســیاه ترین ابـــرها می بارد...
sima
تنهـــــایــــی همیــــن است تکــرار نــامنظــــم مـــن بــی تـــــو بـــی آنکــــه بـــدانـــی بــــرای تــــــــو نفـــس مـــی کشـــــم!
sima
دلتنگـ! دل تنگم از این لبخندهاے خشک ، احوال پرسے هاے معمولے ! چشمانِ مـטּ تصویرے از جنسِ تــــ♥ــــو مےخواهد!
sima
هر روز دیوآنـﮧ تــَـر از دیروز ! و هیچ ڪس نـِـمـﮯدآند پشت ایـטּ دیوآنگـﮯ و سرخوشـﮯ چـﮧ دردی را پنهاטּڪرده اَم . . . درد نـبودنت!
sima
ســـرم را شاید بتوانند گـــرم کنند دیگران.. امّـــــــــا وقتی تـــو نیستی، هیچ کس نیست دلـــم را گرم کند....
sima
مـَن دَر ایــــن خَـــلــوَتِـــــ خــامــوشِ سُــکـوتــــــ اَگَـر اَز تو یــادی نَــکُــنَــم مـــــــیـــــــــــشـِــــــــکَـــــــنَـــــــمــــــــــ.....
sima
نگاهت را بی پاسخ نخواهم گذاشت! لبخندم را بی پاسخ نگذار ... آرام ِ من ...
sima
تو را دست در دست دیگری میبینم... تلخ میخندم... آن دستها به هیچكس وفا ندارند!!!