sima
دلــــ♥ــــم برای لمس نگاهت سخت دلتنگی میکند ...
sima
پنجره ها كلافه اند از سنگینیه نگاه منتظرم... اگر نمي آيي پنجره ها را ديگر زجر ندهم... چشم هايم به جهنم...!!!
sima
لبخندم را بریدم قاب گرفتم به صورتم آویختم حالا با خیال راحت هروقت دلم گرفت بغض میکنم...
sima
دلــــــم .. خــواب اصحــاب کهـف مـے خواهــد خوابـــے کـﮧ بیـــدارـے اش ... امــــروز و فـردا نـبــاشــــد ..
sima
خیالم خسته ازین تنهائیستـــــــــــ و هیچ قاصدکی پنجره اش را نمی کوبـــد . . . !
sima
نمـی بخشمـت ! ولـــــی " فــراموشت " می کنــــــــم ! همیشــــــــه بـه همین ســـادگی از آدمـــای بـــــی ارزش مـی گــذرم.
sima
پروانه که می گیری مراقبــــــ باش گل سرخــــی را که زیر پــــا می شکنی . . . !
sima
عشق چیز مبهمی نیست همین بارانیست که از چشم تو می بارد وقت دلتنگی دستهای من ...
sima
هـــرگــــز نــمـی بـخـشــم! خــودم را از بـــرای عـشـق دیــروزم...... تـــو را تــنــهــا بـــرای درد هـــر روزم.......
sima
دنیارو بی تو ، نمیخوام یه لحظه دنیا بی چشمات ، یه دروغ محضه
sima
گاهی نبودنت درد گاهی بودنت زجر اما امروز تو را دلتنگم....
sima
هزاره ی حضور تو از عمر آه کمتر بود بگو با من ... بی من کجایی ...؟
sima
هیچ کـــــــس کسی را کـــــــه می خواهد پیــــــــدا نمی کند مـــــــــا انسان هــــــــــــا یا دیر به هم می رسیم یا آنقــــــدر زود که نمی فهمیم