sima
دلــــ♥ــــم برای لمس نگاهت سخت دلتنگی میکند ...
sima
باران نبـار؛ من نه چتر دارم و نه یـار...
sima
دلــم عجــیب آرامــش آغــوشــت را می خواهــد ! كمــی در آغوشــم بگیــر . قــول می دهــم كـه آرام شــوم
sima
نیازی به ابر نیست ! برای اینکه خیس باران بشوی ، فقط کا[!]ت کمی درهوای من قدم بزنی ..
sima
به خوابـــم نيـــا، خوابــــم را رنگـــي ميکنـــي و روزم را سياه !!!
sima
من به عشق منتظر بودن همه صبر و قرارم رفت بهارم رفت ... عشقم مرد ... یارم رفت
sima
دلتنگم برای کسی که مدتهاست ... بی آن که باشد هر لحظه زندگی اش کرده ام .....!
sima
ساعت مچی ام خواب میرود وقتی ... دست به دستم میدهی ... ... انگار نبضت لالایی ست !
sima
دوباره باز صدای خرد شدن تک تک استخوانهای احساساتم را میشنوم... چقدر متنفرم از این صدا
sima
میگن ؛ هر چی از دوست رسد نیکوست ! پس چرا هر چی از تو میرسه ؛ خاطره.. نگاه.. لبخند.. یاد... ویرون کنندست ! داغـــــونم میکنه ...!؟
sima
تو از این شهر رفته ای و من تمامِ خیابانهایش را از رویِ بی حوصلگی متر میکنم اما ... هیچ کدامشان قدِ تنهاییام نمیشوند!!
sima
من دارم همانی می شوم که می خواهی... بی هیچ حرفی... بی هیچ عاشقانه ای... ... سلیس و ساده و در سکوت دوستت دارم.
sima
آغــوشــتـــــ پــنــاهگـــاه مـــن صــــداي قــلــبـــتــــــ مــحــبـــوبــــتـــريـــن آهنــگــــــ مــــن!
sima
هیچ حرفی ندارم... سکوت مرا شکست داد
sima
کاش... یه روز بیشتر با هاش بودم ، این تنها افسوسمه