sima
دلــــ♥ــــم برای لمس نگاهت سخت دلتنگی میکند ...
sima
چقدر سخته کسی رو که با تمام وجود دوست داری به عشق پاکت تهمت هوس بزنه ...
sima
دستم را لای موهام بردم اشک هام رو پاک کردم بازوهام رو بغل کردم تا کِی کار های تو رو من انجام بدم .
sima
از هم آغوشی من با یادت تنها اشک است که متولد می شود ...
sima
ایرادی ندارد این شب ها که من تو را آه می کشم تو در آغوشی دیگر نفس عمیـــــــــــق بکش تا دیوانه تر اش بکنی ...
sima
این روزها می گذرند اما ، من از این روزها نمی گذرم …
sima
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم....! تنهاييمان را با هم قسمت كرديم و تو آنقدر فداكار بودي كه سهم خود را هم به من دادي
sima
حواسم را پرتــــــ کرده ای آنقدر دور که دیگــــــر یادم نیستـــــــ تـــــو رفته ای و من حواسم نیستـــــــــ . . . !
sima
سَـرَم و میـچسـبونـم بـهتـ بـآ همـه ی وجـودم بـو میکــشـمـ ـت.. ریـه هـآم پـر میـشـه از تـو!
sima
باختی در کار نیستــــــــ برای تــــــــو قلبم را ریسک می کنم یا می بـــــرم یا می میــــرم . . . !
sima
شبــــــــ اسم تمام روزهائی ستـــــــــ که به دیدنم می آئــــی در کوچه های رؤیــــا . . . !
sima
امشب باز بی بهانه دلم بهانه ات را کرده .... کجایی عشق من. دوستت دارم
sima
هنـــوز دست هايــم در دستــــ هايـــت بـــود كه بـــــــ ـــــاران باريـــد تو رفتـــــي چــــتر بيــــاوري و مــــن هنـــوز كه هنـــوز استـــــ روي ايــن نيمكتـــــــ منتـــظرم كه يا باران بنـــ ـد بيايـد يا تــــو بيـــــ چتـــر يا تــــو بــــا چتــــر فــــقــط بــیــای