Sina
دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــر نگــــاه کنیم
Sina
نداشتن تو یعنی اینکه دیگری تو را دارد.... نمی دانم نداشتنت سخت تر است.. ...یا تحمل اینکه دیگری تو را داشته باشد
Sina
همه ميگن كه تورفتي همه ميگن كه تونيستي همه ميگن كه دوباره دل تنگموشكستي چجوري دلت ميومد منواينجوري ببيني باستارهاچه نزديك منوتودوري ببيني همه ميگن كه عجيبه اگه منتظربمونم همه حرفاشون دروغه تاابداينجا ميمونم بي توواسمت عزيزم اينجاخيلي سوتوكوره ولي خب عيبي نداره دل من خيلي صبوره همه ميگن كه تورفتي همه ميگن كه تومردي همه ميگن كه تنتوبه فرشته هاسپردي....
Sina
من كه دلم هواي بادكنك شدن كرده بود دلم رابه نخي بستمو همانندبادكنكي به هوافرستادمش بادكنكي كه دلم هوايش راكرده بود تركيد . . . وحالاچه فرقي داره كه تاكجابالارفت چه فرقي داره كه نخ رهاشد يا پاره شد چه فرقي داره به تيرچراغ برقي خورده يابه نوك كلاغ كه تركيد چه فرقي داره كه بادكنكم چه شكلي يا چه رنگي بود مهم اين است كه بادكنك دلم تركيد . . . به همين سادگي!!
Sina
همه چیز را فروختم جز آن صندلی که جای تو بود ! شاید آن روز که برگشتی خسته باشی
Sina
تو ثروتمند نيستي مگر آنکه چيزي داشته باشي که با پول نتوان خريد.
Sina
ببین غمگین، ببین دلتنگ دیدارم... ببین خوابم نمی آید، بیدارم... نگفتم تا کنون، اما کنون بشنو: تورا بیش از همه کس دوست میدارم
Sina
وقتی دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوستت داره ، وقتی نا امید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی ، وقتی ساکت شدی به یاد بیار کسی رو که به شنیدن صدای تو محتاجه
Sina
زندگی یعنی نا خواسته به دنیا امدن .مخفیانه گریستن .دیوانه وار عشق ورزیدن .و عاقبت در حسرت انچه دل می خواهد و منطق نمی پذیرد سوختن
Sina
چه طور يه دوستي خراب ميشه؟ هر دو دوست فکر ميکنند طرف مقابلشون گرفتاره و تماس نميگيرن چون فکر ميکنن نبايد مزاحم بشن وقتي زمان گذشت هردو فکر ميکنند بذار طرف مقابل تماس بگيره ? بعدش هرکدوم فکر ميکنند که چرا من اول تماس بگيرم؟ اينجاست آغاز تبديل عشقشون به نفرت نهايتا بدون هيچ تماسي از ياد هم غافل ميشن . وهمديگر و فراموش ميکنن ... پس تماستون رو با هم حفظ کنيد و اين داستان رو برايهمه بفرستيد نميخوام شما يکي از اين دو نفر باشي
Sina
برای من زیادو دیگران کم باش, نمی خوام هوریو پروانه آدم باش نمی تونم ببینم با کسی باشی, میخوام وقتی میرم تنهای تنها باشی نمیدونم کجا با عشق درگیری, دل و حرمت شکستی با کسی میری اگه اونم مثل من با تو درگیره, نزار تنهاش گناهش پاتو میگیره تو این روزا که رفتن خیلی آسونه, خدا تنها دلیل عشق رو میدونه نمیزارم که از احساس من کم شی, همه دنیامو می بخشم که آدم شی
Sina
كوك كن ساعتِ خویش ! اعتباری به خروسِ سحری، نیست دگر دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است كوك كن ساعتِ خویش ! كه مـؤذّن، شبِ پیـش دسته گل داده به آب و در آغوش سحر رفته به خواب كوك كن ساعتِ خویش ! شاطری نیست در این شهرِ بزرگ كه سحر برخیزد شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین دیر برمی خیزند كوك كن ساعتِ خویش ! كه سحرگاه كسی بقچه در زیر بغل، راهیِ حمّامی نیست كه تو از لِخ لِخِ دمپایی و تك سرفه ی او برخیزی
Sina
مادرم میگفت: عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شب، اما حالا هزار شب پشیمانم که چرا یک شب عاشقی نکردم!!!
Sina
من آریایی ام*خدای من ایران*پیغمبر من کوروش* امام من داریوش*امام زمان من کاوه آهنگر*روحانيم فردوسی*کتاب مقدسم شاهنامه*دستور دین من,لوحه کوروش کبیر *عاشورای من قادسيه* شهيد من یزدگرد * پرچم من درفش کاویانی*بهشت من آزادی*عید من مهرگان*دین من عشق*ذات من آریاییست*دشمنم تازیان* ذکرم پاینده ایران*مذهب من آریاییست
Sina
اگر بدانی زندگی ام در دست توست باز هم میروی؟ اگر بدانی چشمانم به شوق دیدن توست با...ز هم میروی؟ اگر بدانی بی تو فصل من فصل سرد پاییزی است باز هم میروی؟ اگر بدانی قلب من به شوق دیدین تو میزند و می تپد باز هم تنهایم میگذاری؟