دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Sina
مرد - مجرد
امتیاز: 708.4

دنبال‌شدگان

(70 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(121 کاربر)

گروه‌ها

(11 گروه)

بازدید

Sina
Sina

آنجا که چشمان مشتاقی برای انسانی اشک می ریزد زندگی به رنج کشیدنش می ارزد گاهی وقتا زندگی تمام حواسشو جمع می کنه تا ببینه تو چه چیزی رو دوست داری تا همونو ازت بگیره

Sina
Sina

اگر مایلید پیام عشق را بشنویم ، بایستی خود نیز این پیام را ارسال کنیم . . .

Sina
Sina

دوستی کلام زیباییست که هرکس درکش کرد ، ترکش نکرد . . .

Sina
Sina

یادها فراموش نخواهند شد ، حتی به اجبار و دوستی ها ماندنی هستند ، حتی با سکوت

Sina
Sina

تمام محبتت را به پای دوستت بریز نه تمام اعتمادت را

Sina
Sina

هر جا دلت شکست قبل رفتن ؛ خودت جاروش کن! تا هر ناکسی منت دستای زخمیشو رو سرت نذاره

Sina
Sina

شبی مست رفتم اندر ویرانه ای ناگهان چشمم بیافتاد اندر خانه ای نرم نرمک پیش رفتم در کنار پنجره تا که دیدم صحنه ی دیوانه ای پیرمردی کور و فلج درگوشه ای مادری مات و پریشان همچنان پروانه ای پسرک از سوز سرما میزند دندان به هم دختری مشغول عیش و نوش با بیگانه ای پس از ان سوگند خوردم مست نروم بر در خانه ای تا که بینم دختری عفت فروشد بهر نان خانه ای

Sina
Sina

ميدوني چرا بازيو باختي؟ چون وقتي مي خواستي من ببازم يادت رفت كه من يارت بودم،نه حريفت

Sina
Sina

ازآجیل سفره عید چند پسته لال مانده است آنها که لب گشودند؛خورده شدند آنها که لال مانده اند ؛می شکنند دندانساز راست می گفت: ......پسته لال ؛سکوت دندان شکن است

Sina
Sina

به که پیغام دهم؟به شباهنگ به شب مانده به راه یابه انبوه کلاغان سیاه؟به پرستوکه سفرمی کند ازسردی فصل به که پیغام دهم که به یادت هستم؟

Sina
Sina

جوايز بانك معتادان جوان! 1000 دستگاه پيك نيك. 100 كمك هزينه خريد منقل و بافور . كمك هزينه سفر به زاهدان.و هزاران جايزه مثقالي

Sina
Sina

در ديارى كه همه دل می شكنند، به تو نازم كه وجودت غم دل ميشكند..!

Sina
Sina

بهائ دوست نه از زيبائ اوست نه از داراي اوست بلكه تنها به وفاداري اوست - و اینکه جیگرتو ای دوست

Sina
Sina

بلند قد و هيكلي. هميشه وقتي به او مي‌رسيدم، مي‌گفتم: «تو با اين هيكلت خيلي تابلويي، آخرش هم سيبل مي‌شي!» گذشت تا عمليات فاو. از رودخانه كه گذشتيم خورديم به سيم خاردارهاي حلقوي. دشمن آتش مي‌ريخت. نزديك بود قتل عام بشويم كه ديدم ستون حركت كرد. جلوتر كه رفتيم ديدم يك نفر خودش را انداخته روي سيم خاردار. بلند قد و هيكلي. از عمليات كه برگشتيم روي همان سيم خاردارها تابلو شده بود. مثل يك سيبل سوراخ سوراخ.

این ارسال را بازنشر کرده است.
Sina
Sina

هراس من مردن در سرزمينيست كه سانديس هايش شيرين تر از آزاديست