Sina
روزی تو خواهی آمد از کوچه های باران تا از دلم بشویی غم های روزگارا ن زندگی را از نخست برای من بد ترجمه کرده اند ، زندگی را یکی مرگ تدریجی نام نهاد ، یکی بدبختی مطلق معنی کرد ، یکی درد درمان ناپذیرش خواند ، و سرانجام یکی رسید و گفت : زندگی به تنهایی ناقص است تا عشق نباشد ، زندگی تفسیر نمی شود
Sina
آنچه امروز با ما می کنند همان است که دیروز ما با دیگری کردیم. دل ساده و صادقی را می شکنیم و ادعا می کنیم منطق راه زندگیست،اما زمانی که دلمان را می شکنند
Sina
کودک که بودم ، وقتی زمین میخوردم ،مادرم مرا میبوسید، تمام دردهایم از یادم میرفت ... دیروز زمین خوردم، دردم نیامد ، اما... .........به جایش تمام بوسههای مادرم به یادم آمد
Sina
تفاوت آموزگار با روزگار:روزگار اول امتحان می گیرد بعد می اموزد اما آموزگار اول می اموزد بعد امتحان می گیرد
Sina
هرگز به دیگران اجازه نده قلم خودخواهی دست بگیرند دفتر سرنوشت را ورق زنند خاطراتت را پاک کنند و در پایانش بنویسند قسمت نبود
Sina
بزار ادما بدونن ، میشه بیهوده نپوسید ، میشه خورشید شد تابید ، میشه اسمان بوسید
Sina
تا خداهست دلت تنهانیست اسیر لطف خداباش که بی خدا هرگز زندگی زیبا نیست
Sina
شاید کودکان از زندگی آگاهند که آن را با گریه آغاز می کنند؟
Sina
میری زن بگیری میگن خونه داری؟ میری مسکن مهر ثبتنام کنی میگن زن داری؟ میری دنبال شغل میگن متاهلی ؟ میری متاهل شی میگن شغلت چیه ؟
Sina
چه اسان تماشاگرسبقت ثانيه هاييم وبه عبورشان ميخنديديم.چه آسان لحظه هارابه کام هم تلخ ميکنيم وچه ارزان به اخمي ميفروشيم لذت باهم بودن را
Sina
از مردمان جهان پرسیده شد . نظر خودتون رو راجع به راه حل كمبود غذا در سایر كشورها صادقانه بیان كنید؟ و كسی جوابی نداد... چون در آفریقا كسی نمی دانست غذا یعنی چه؟ در آسیا كسی نمی دانست نظر یعنی چه؟ در اروپای شرقی كسی نمی دانست صادقانه یعنی چه؟ در اروپای غربی كسی نمی دانست كمبود یعنی چه؟ در آمریكا كسی نمی دانست سایر كشورها یعنی چه؟؟؟
Sina
روزگاریست همه عرض بدن میخواهند ,.,,همه از دوست فقط چشم و دهن میخواهند ,,,, دیو هستند ولی مثل پری میپوشند ,,,, گرگهایی که لباس پدری میپوشند ,,,, آنچه دیدند به مقیاس نظر میسنجند ,,,, عشقرا همه با دور کمر میسنجند ,,,, خب طبیعی ست که یک روزه به پایان برسد ,,,, عشقهایی که سر پیچ خیابان برسد
Sina
درد من تنهايي نيست؛ بلكه مرگ ملتي است كه گدايي را قناعت، بيعرضگي را صبر، و با تبسمي بر لب اين حماقت را حكمت خداوند مينامند.
Sina
زمزمه من به آدما همین ورده، ببین کره زمین گرده ، به هم میرسیم و میبینیم که خالی بستی ، یا نه اصلا تو خوب و عالی هستی بابا تو خوبی تو جلو ما پشتیم، ولی مسیری که میری گرگاشو ما کشتیم
Sina
هر کس بد ما به خلق گوید ما چهره دل نمی خراشیم ما خوبی او به خلق گوییم تا هردو دروغ گفته باشیم.