Sina
شب درکارنامه سیاه زندگی اش چه کرده که افتخارگرفتن اینهمه ستاره رادارد
Sina
ماه به خورشيد ميگه: اين آدم ها عجب بي جنبه هايي هستن ! هر شب مي افتن رو هم ما هيچي نميگيم ما سالي يه بار مي افتيم رو هم همه با دوربين نگاهمون مي کنن
Sina
یارو لنگ بوده با كشتی میره سفر وقتی بر میگرده بهش میگن خوش گذشت؟ میگه نه بابا از استرس مردم همش میگفتن لنگرو بندازید تو آب
Sina
اگر مثل گاو گنده باشي،ميدوشنت، اگر مثل خر قوي باشي،بارت مي كنند، اگر مثل اسب دونده باشي،سوارت مي شوند....آنها فقط از فهميدن تو ميترسن
Sina
خدا شونه هامونو فقط واسه اينكه غمهامونو بذاريم روش نيافريده...آفريده تا بعضي وقتا بندازيمشون بالا بگيم : بي خيال
Sina
به زندگی اینگونه نگاه کنيد... . . . مرد را به عقلش نه به ثروتش . زن را به وفايش نه به جمالش . دوست را به محبتش نه به کلامش . عاشق را به صبرش نه به ادعايش . مال را به برکتش نه به مقدارش . خانه را به آرامشش نه به اندازه اش . غذا را به کيفيتش نه به کميتش . درس را به استادش نه به سختیش . دانشمند را به علمش نه به مدرکش . مدير را به عمل کردش نه به جایگاهش . نويسنده را به باورهايش نه به تعداد کتابهايش . شخص را به انسانيتش نه به ظاهرش . دل را به پاکیش نه به صاحبش
Sina
زندگی قانون باور ها و لیاقت هاست! باندیش بهترین چیز چیست . . . آن را برایت آرزو می کنم!
Sina
چه حكایت جالبی ست !.!.! زندگی با "زن" آغاز میشود . . . مردن با "مرد" آغاز میشود
Sina
من آریایی ام, پیامبر ندارم،اما عقل دارم ,امام ندارم، اما شعور دارم, روحانی برای توست من نیاز به تقلید ندارم, عاشورا ندارم, منجی درون چاه ندارم, تنها فکر دارم با خدا اما خدایم نه در بیابان درون مکعب محصور است و نه [!]ه بر سر دارد ,من منم چیزی که تو نیستی
Sina
هفت رازخوشبختی از زبان کورش کبیر متنفرنباش عصبانی نشو ساده زندگی کن کم توقع باش همیشه لبخندبزن زیادببخش و یک دوست خوب داشته باش
Sina
سياست در برابر صداقت ديگران خيانت است صداقت در برابر سياست ديگران حماقت!
Sina
يکي شمال ميرود، يکي جنوب. يکي بلند مي پرد .يکي کند مي رود يکي پول را مقصد گرفته،يکي ارامش را يکي افتاب را،يکي سايه را يکي هوس قله دارد يکي مجنون قعر درياهاست يکي مکر پيشه کرده يکي صدق سرگيجه ميگيرم در اين اشفته بازار.مقصد کجاست؟ اين همه ادم و اين همه مقصد. مي رسند به چيزهايي که ميخواهند؟ مي توانند بپرسند؟ گاه ميبينم يکي تند از کنارم رفت. سالها دوستي را در يک تصميم، يک اراده براي رسيدن به ان مقصد بايد کنار بگذارد و برود. و کنار ميگذارد و ميرود. من نگران نيستم. ميدانم بساط همه اين مقصد ها برچيده خواهد شد ميدانم دوباره همه دور هم جمع ميشويم