amir
پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند ، اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند..
amir
من مرد تـــــــــنهای ... دنبالرم
amir
سیگار نمی کشم نه اینکه نکشیده ام آخرین بار که روبه رویم چشمهایش را بست آخرین نخ را کشیدم ... بعد ترک کردم او را خاطراتش را و سیگارم را ... تمام آنچه را که ... آرامم میکرد !
amir
همه ی زندگیم سه تار... سه تار... سه تار... سه تار... اي زندگي برايم سه تار ميزني يک تارش از صعود يک تارش از سقوط يک تارش از سکون و من هرگز رقاص خوبي نخواهم شد آري ! با تو ام اي پنجه ي تقدير من همچنان منتظرم تا ساز را به گوشه اي بنهي شايد آن هنگام من و او فرصت کرديم در کنار هم دو نخ سيگار بکشيم رو به روي هم چشم در چشم هم
amir
کوچه ها را بلد شدم... خیابان ها را ، مغازه ها را ، رنگ های چراغ راهنمایی را ، جدول ضرب را ، و دیگر در راه هیچ مدرسه ای گم نمی شوم... اما... هنوز گاهی میان آدم ها گم می شوم... آدم ها را خوب بلد نیستم...
amir
az aghayoon va khanomaee ke tavalodam ro tabrik goftan man javab nadam ozr mikham...
amir
اعتبارم 12 شب تموم میشه فعلا بای تا شارژ بشم
amir
خدا نگهدارتون تا برم ناهار بعد بیام پست تحویل بگیرم