بابا مامان شما هم مثه بابا مامان ِ من فکرشون تو همون سال 57 گیر کرده ؟ فکرشون قدیمی ِ یه چهارتا ضرر از نتُ چتُ اینجور چیزا شنیدن فک میکنن الان من نشستم پای نت حتما یکی داره از راه بدرم میکنه روزی نیست که ای بابام یه داستان از روابط اینترنتی که آخرش به بدبختی کشیده شده تعریف نکنه الانم که بازنشست شده همش تو خونه س دیگه بدونین چی میکشم حالا منم یه آدمیم که اصن اهل یاهو رفتنُ چت کردن نیستم خیلی کم اونم اگه ضروری باشه میرم .. نت اومدن من فقط برا دنبالر ِ اینجا هم تا جایی که میتونم اجازه نمیدم کسی وارد حریم خصوصیم شه اما والدین مکرمه فک میکنن الان دارم چه کارا میکنم ُ چه حرفا ردوبدل میکنم .. من میرم سر به بیابون میزارم دیگه ..
زرورقی از دور دست می آید ، با هزار شاخه زیتون بر دوش ،
و ساحل نشینان ِ منتظر ،
تولد ترا در چشمخانه ی ماهی جشن خواهند گرفت .
دریغا! در فلق فانوسی نیست .
مـن
13 سال و 2 ماه و 10 روز و 18 ساعت و 44 دقيقه قبلاعتـماد به نفس
نـدارم . . . .