mohsen
ما همیشه صداهای بلند را میشنویم....پر رنگ ها را میبینیم....سخت ها را میخواهیم...... غافل از این که خوب ها آسان می آیند.......بی رنگ میمانند.. و بیصدا می روند...
mohsen
مى خواهى بروى؟
بهانه مى خواهى ؟
بگذار من بهانه را دستت دهم …
برو و هرکس پرسید بگولجوج بود….
همیشه سرسختانه عاشق بود….
بگو فریاد مى کردهمه جا فریاد مى کردکه فقط مرا مى خواهد….
بگو دروغ مى گفت….مى گفت هرگزناراحتم نکردى….
بگو درگیر بودهمیشه درگیر افسون نگاهم بود….
بگو بی احساس بودبه همه فریادها,توهینها و اخمهایم….
...فقط لبخند میزد…
بگو او نخواست ,نخواست کسى جز من در دلش خانه کند…..!
اين هم از بهانه ها
mohsen
بچه ها یه کلمه بگید که... برعکسش همون شه؟؟
mohsen
پشت يه ماشين يه چيز نوشته بود براتون مينويسم ببينم نظرتون چيه اينو نوشته بود: "رفيقان آمدند دشمن به فريادم برس
mohsen
شبی پسر کوچکی یک برگ کاغذ به مادرش داد. مادر آن را گرفت و با صدای بلند خواند: پسرک با خط بچگانه نوشته بود: کوتاه کردن چمن باغچه: ۵ دلار مرتب کردن اتاق خوابم: ۱دلار بیرون بردن زباله ها: ۲ دلار نمره ی ریاضی خوبی که گرفتم: ۶ دلار جمع بدهی شما به من: ۱۴دلار مادر به چشمان منتظر پسر نگاهی کرد. لحظه ای خاطراتش را مرور کرد. سپس قلم را برداشت و پشت برگه ی صورتحساب نوشت: بابت سختی ۹ ماه بارداری، که در وجودم رشد کردی: هیچ بابت تمام شب هایی که بر بالینت نشستم و برایت دعا کردم: هیچ بابت تمام زحماتی که در این چند سال کشیدم تا تو بزرگ شوی: هیچ بابت غذا، نظاقت تو و اسباب بازی هایت: هیچ و اگر تمام اینها را جمع بزنی خواهی دید که هزینه ی عشق واقعی من به تو هیچ است. وقتی پسرک آنچه را که مادرش نوشته بود خواند، با چشمان پر از اشک به چشمان مادر نگاه کرد و گفت: مادر دوستت دارم. آنگاه قلم را برداشت و زیر صورتحساب نوشت: قبلآ به طور کامل پرداخت شده...!
mohsen
سلام دوستان من اومدم روزتون خوششششششششششششششش
mohsen
کنارمی عاشقتم انگار عطرت نگاهت صدایت نفسهایت دستهایمان مرا به آرزوهای خاک شده ام میبَرَد به حسرتهای دلِ مُرده ام شاه ماهیِ دریایت هم که باشم ساعت همین ساعت و درد همان درد و گذشته همان گذشته لعنت به بودنهای اشتباهی لعنت به من که دیر دیدمت لعنت به او که زود آمد و دیر رفت از لای درز این پنجره بوی ماندنت می آید من میبندم تو هم ببند این چشمهای درد دیده باید به فراموشی برسند باید حتی لحظه ای ندید آنچه ما را دیر به هم رساند عزیزم این ماهی را از آب بگیر این ماهی از حافظۀ غمگینش خسته است ......
mohsen
تمام عروسکهای دنیا یتیم میماندند اگر خدا دختر را نمیآفرید...
mohsen
تـلـخ اســــتـــــــــ ! باور ... نبودن آنهــا کـه می توانســتــنــد باشــنـد ... و تـلـخ تـر اســـتــــــــ امروز باور ... آنهــا کـه ادعای ماندن دارنــد
سلام عشق خودم سما
13 سال و 8 ماه و 13 روز و 22 ساعت و 3 دقيقه قبلسلام باران.سلام زری خانم.سلام حامد جان
بچها شرمنده دیر جواب دادم سرعت سایت پایین بود
13 سال و 8 ماه و 13 روز و 22 ساعت و 2 دقيقه قبل
13 سال و 8 ماه و 13 روز و 22 ساعت و 1 دقيقه قبل

13 سال و 8 ماه و 13 روز و 21 ساعت و 59 دقيقه قبل توسط موبایلسماااااااااااا عاشقتم
13 سال و 8 ماه و 13 روز و 21 ساعت و 56 دقيقه قبل