mohsen
sama68حکایت باران بی امان است این گونه که من دوستت میدارم شوریده وار و پریشان باریدن...
mohsen
sama68نه هوا ابریست نه بارانی میبارد...پس بهانه دلم برای این همه سنگینی چیست....؟؟؟؟؟؟؟؟
mohsen
sama68بامن بمان این روزها بامن که تنها مانده ام تقدیر خود را خط به خط در چشمهایت خوانده ام این روزها بامن بمان این روزها عاشقترم این روزها یاد تورا با خود به رویا میبرم ،
mohsen
امشب چشایِ من مثله ابرای بهاره نخند به حالِ من که حالم گریه داره چرا گریم نمیتونه رو تو تاثیری بذاره آره بخند بخند که حالم خنده داره ...
mohsen
به سلامتی ِ اونی که هر روز بالا و پایین پروفایلشُ چک میکنی, ولی خودش خبر نداره ...
mohsen
شب امتحان خوابگاه دخترا : چهار بار دوره کردم ..ميفهمي چهاربار.. نتونستم دوره پنجمو بزنم! مهناز جون اون کتابو بده به من(صداي هق هق و گريه) شب امتحان خوابگاه پسرا: ( ساعت ۲ نيمه شب همراه با دود قليون ) بوزينه مگه بهت نميگم رد بده! شاهش دست من بود!!
mohsen
حکم را خشت انتخاب کردم ، تا خشت خشت زندگی را با هم بنا کنيم . حواسم به دل های پر فريب دست حريفان نبود ! چه ساده تو را بردند يار من ...
mohsen
من شکستن نمیدانم ،
ولی هر کس از کنارم گذشت شکستن را خوب بلد بود
دلم را، عهدش را ، غرورم را ، کمرم را..دلم را با نگاه سردش..و
کمرم را.. با رفتنش

13 سال و 10 ماه و 21 روز و 3 ساعت و 3 دقيقه قبل توسط موبایل