soheila
دستهایم را تا ابرها بالا برده ای و ابرها را تا چشمهایم پایین عشق را در کجای دلم ….. پنهان کرده ای که : هیچ دستی به آن نمیرسد
soheila
گاهی وقتا سکوت فریاد معرفت است....گرچه ساکتیم ولی به یادتیم رفییق.
soheila
تو فقط از مرز چشم های ِ دلم ، پا بیرون نگذار
soheila
دستهایت؛ تنها بالشی است که وقتی سر بر او دارم کابوس نمیبینم
soheila
اگــر عشقت مــرا دیوانه و نــابود گردانـــد.. فراموشت نخواهم کرد.. به غربت در کـویری خشک قلبم را بسوزاند.. فراموشت نخواهم کرد.. چه مجنون باشم از یک لحظه دیدارت.. چه تنهــــا مانم از رؤیــــای رخسـارت.. اگــر یادت مرا بیراهه سوی مرگ بکشاند.. فراموشت نخواهم کرد..
soheila
سرم را روی شانه ات بگذار تا من گلهای پیراهنت را ، آب دهم
soheila
کاش دنیای واقعی مثل دنیای غیر واقعی بود
soheila
هنوز رو خاکیم یادمان نمیکنند ! وای به روزی که خاکمان کنند
soheila
اونقدر برات گریه کردم خندیدن یادم رفته