دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

من علیرضا هستم

من علیرضا هستم
مرد - مجرد
امتیاز: 1752.4

دنبال‌شدگان

(34 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(139 کاربر)

گروه‌ها

(5 گروه)

بازدید

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

اگر کسی نیست که در کنار من قدم بزند و با من درد دل کند ، ای باران تو بیا بر من ببار تا خیس خیس شوم ،

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

چه سخت است زندگی کردن در شش میلیاردنفر............

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

دستمو بلند کردم از استاد سوال کنم . میگه شما سوال داری؟ گفتم پس نه خواستم خطوط کف دستمو بهت نشون بدم فالمو بگیری

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

رفتم پیژامه از کمد برداشتم پوشیدم بابام میگه از تو کمد برداشتی؟ گفتم پس نه گذاشته بودم تو یخچال تابستونیه پیژامه تگری بپوشم خنک شم

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

به استاد میگم لطفا کمکم کنید دارم مشروط میشم میگه نمره میخوای گفتم پس نه نظر شما رو در مورد مقدار و جنس خاکی که باید بریزم تو سرم میخوام

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

میگم آقا شهید همّت کجاس؟ میگه بزرگراه شهید همّت؟ گفتم پس نه می‌خواستم خودشو پیدا کنم یه خانواده‌ای رو از نگرانی در بیارم

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

به اپراتور اداره میگم لطفا شماره فلانی رو برام بگیر . میگه گرفتم وصل کنم؟ گفتم پس نه فوت کن , قطع کن

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

تو دستشویی به خواهرم میگم آفتابه رو میدی؟ میگه میخوای خودتو بشوری؟ گفتم پس نه میخوام آبش کنم بذارم تو یخچال

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

رفتم نوشابه بخرم به یارو میگم اینکه تاریخش مال دو سال پیشه میگه : یعنی فاسد شده ؟ گفتم پس نه مونده جا افتاده

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

تو خیابون موتوریه اومد کیفم رو قاپید، یارو میپرسه دزد بود؟ گفتم پس نه رفیقم بود اومده بود امانتیش رو پس بگیره، فقط خواست هیجانش بیشتر باشه

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

رفتیم غار علیصدر. به رفیقم خفاش نشون دادم . میگه وای خفاشه! گفتم پس نه بتمن بود. اجاره خونه گرونه اینجا سکونت دارن فعلا

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

کمرم درد می کنه یه پارچه بستم بهش. داداشم میگه کمرت درد می کنه؟ گفتم پس نه می خوام ادای داداش کایکو رو در بیارم

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

سر امتحان برگه تقلبم و در آوردم دارم مینویسم مراقبه دیده میگه تقلبه؟؟ گفتم پس نه دعای ابوحمزه ثمالیه

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

رفتم سر خاک خدا بیامرزی دارم خرما تارف می کنم، طرف برداشته میگه فاتحه است دیگه نه؟ گفتم پس نه خدا بیامرز زنده شده داریم جشن می گیریم

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

رفتم مغازه میگم آقا مرگ موش میخوام، میگه برای موش های خونتون میخواین، گفتم پس نه میخوایم بریزیم تو خورشتمون خوش رنگ شه