Somayeh R
نقدر ها هم روی وقار من حساب نکن … قطب زمین هم که باشم تو را که میبینم یخ هایم آب میشود !
Somayeh R
شعله محبت را مبادا خاموش کنی ، دوریت عادت بشه ما را فراموش کنی .
Somayeh R
لقمان را گفتن ادب از که آموختی ؟ اونقد خودش رو زد، اونقد خودش رو زد که نگو.. گفت غلط بکنم دفعه ای دیگه به شما چیزی یاد بدم..
Somayeh R
بــا مـن از بـودن بـگــو گـوشــم را کــر کـرده هـیـاهـوی نــبودنـتـــــــــــــــــــ
Somayeh R
مرا دوست بدار اما تجربه ام نکن ، برای اموختن ، ابزار مناسبی نیستم . . .
Somayeh R
سعی برای بهتر بودن ، بهتر از این است که وانمود کنی که بهترینی !
Somayeh R
گوش های سنگین بهانه اند ، حرف های ما شنیدنی نیست گاهی…
Somayeh R
دلتنگ نشدی تا ببینی خوبترین خاطره ها بی رحم ترینشان میشوند
Somayeh R
دست رو دلم نذار… پا گذاشتی کا[!]ت…
Somayeh R
گاهی وقتا دلم میخاد مثل جودی ابوت باشم!پرانرژی باخنده هایی که از ته دلن گریه هایی که بادلیلن بااون شخصیتی که جلوی هیشکی نمیشکنه و...یه بابا لنگ دراز که واسش بنویسم!
Somayeh R
سلام هایی که بوی خداحافظی میدهند … بودن هایی که هیچکدام خوشحال کننده نیستند … و رفتن هایی که امید بازگشتی به آنها نداری … همه اینها را که جمع میکنی به یک کلمه میرسی : تنهایی !
Somayeh R
گاهی شاپرکی را از تار عنکبوت می گیری. خیلی آرام تا رهایش کنی. شاپرک میان دستانت له می شود... نیت تو کجا و سرنوشت کجا...