دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

sooosoo

تلخی زندگی رو چشیدم درباره »
sooosoo
زن
امتیاز: 1860

دنبال‌شدگان

(227 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(330 کاربر)

گروه‌ها

(69 گروه)

بازدید

الهه
الهه

به مادرم گفتم: اینقده دلمه ای ک درست کرده خوشمزه شده که دلم می خواد موقع خوردنش گریه کنم

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
Untitled-1.jpg ♥ღ سکوت زندگی♥ღ

به همین دلخوشم که تو هستی ...شاید خیلی دور اما در پس این دریا بامن همسایه ای....

این ارسال را بازنشر کرده است.
علیرضا22
علیرضا22

خیلی خوشحالم که چنین روزی منم پا گذاشتم به این دنیا، این یعنی منم تو برنامه های خدا برای خلقت این جهان قرار داشتم،چیز کمی نیستا!!این که تک تک ماهایی که اینجا هستیم خدا واسه خلقت مون هدف داشت و جزء برنامه هاش هستیم...این جای شکر نداره؟جای خوشحالی نداره؟بیایم بجای اینکه همیشه شاکی باشیم و ... شکرگذارش باشیم که چنین افتخاری و نصیب ما کرده که تو این دنیایی که با تمام نظم و دقت خلق کرده زندگی کنیم...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
رها
رها

از نیسـت .. / که دیگـه حـالیم نبـاشه چی به روزم اومـده .. / . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
shamekh73 (59874).jpg ♥ღ سکوت زندگی♥ღ

آنقدر با سیلی صورتمان را سرخ کردیم که دیگر لگد هم جوابمان را نمیدهد...

این ارسال را بازنشر کرده است.
sooosoo
sooosoo

@mostafa_mansouri174

بازی با کلمات و دِل واژه ...
29482048604691804657.jpg بازی با کلمات و دِل واژه ...

نـــَم ِ دستانش / از خیسی چشمانی بود که کرده بود

این ارسال را بازنشر کرده است.
رها
رها

ای .. چقـدر کُـنم .. ؟ تا کِـی ..؟؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
نــازی SG
نــازی SG

فک میکنی دشویی رو حیاط توش هیولاست ... تا موقعی چراغشو روشن نکنی خیالت راحت نمیشه

این ارسال را بازنشر کرده است.
♀ ســ☆★☆ــداره ♀ ֆG ♀
13701563013.jpg ♀ ســ☆★☆ــداره ♀ ֆG ♀
در رفیق

تو را چون موج دریا دوست دارم چو گل همقدر دنیا دوست دارم تک اندر وادی مهر و محبت جدا از کل غمها دوست دارم

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Iman kamran
8099946.jpg Iman kamran

یه بنده خدایی از اومده بود اینجا مهمونی ( گیلان ) خلاصه ناهار میره خونه یکی از فامیلا بعد یهو تصمیم میگیره که برگرده خلاصه ازش پرسیدیم فُلانی چی شده ؟ میگه خیلی بی ادب بود گفتیم مگه چی شده؟.....گفت: رفتم سر نشستم که شروع کنم به غذا خوردن دیدم بهم میگه : ، ، منم بهم برخورد ............. من که دیگه ترکیدم از خنده

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.