ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
خدایا سرای محبت کجاس من اواره ام شهر الفت کجاس کسانی که از عشق دم میزنن چرا ما را به هم میزنن
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
من تو را در آغوش گریه هایم نمیخواهم در پناه او میشود با تو شاد بود من تو را برای لبخندت دوست دارم همین که میگویی بهاری هست
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
ميدانم که کسي صداي مرا نمي شنود اما چاره نيست بايد سکوت اين لحظه ها را با فريادي بي صدا شکست ...! سکوتي در اعماق يک قلب بي طاقت مثل اين دلشکسته که به اميد طلوعي دوباره امشب را تا سحر بيدار نشسته ...!
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
در اخرين لحظه ديدار به چشمانت نگاه كردم و گفتم بدان اسمان قلبم با تو يا بي تو بهاريست همان لبخندي كه توان را از من مي ربود بر لبانت زينت بست. و به ارامي از من فاصله گرفتي بي هيچ كلامي. من خاموش به تو نگاه می كردم
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
می توان پر کرد فاصله هایی بلـند را با یک پیام ساده و کوتاه... کا[!]ت بنویسی : دوستت دارم
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
چشمانت خماری شراب است آغاز زندگی ست مستم کن از هوای نفست بارانی ام کن از روح سبزت زیبایم کن. صدایت را بده بال می خواهم دستانترا بده سنگ را می خواهم عاشق کنم عشقت را بده می خواهم جهان را عاشق کنم
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
به تو مي آويزم هراسم ترس از رفتن تو نيست تو اهلي همين حوالي هستي به تو مي آويزم تا عطر داشتن ات را ببلعم ديري است حسرت آغوشت را به دستانم بدهکارم!
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
از اينجا که دلم سخت گرفته است تا آغوش امن ِ تو يک دريا؛ يک جنگل؛ فاصله است! از اينجا که قلبم مي تپد؛ تا قلب مهربان تو به فاصله پلکي است که بر هم مي گذارم
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
به چشمان تو می نویسم حکایت بی انتهای عشق را به لبان غنچه ی تو می گوییم شکوفا شدن گل را در گوش تو ضمضمه می کنم نوای عاشقانه ی عشق را به دستان تو دست می دهم ٬ تا حس کنی نوازش عشق را
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
سلامم ندادی! از دلم علیک برخواست روی شال بلندی از یال کوه نشستی نگاهم نکردی! برایت لبخند زدم بیا تا تو را به انتظار نشسته ام دیریست که باورم نکرده ای امروز دست هایت باز کن و مرا تا انتهای آمدنت همراه باش شولای پاییزی ات با من تو فقط به بهار نگاه کن
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
اشک رازی است لبخند رازی است عشق رازی است اشک آن شب لبخند عشقم بود
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
وقتي معلم پرسيد عشق چند بخشه؟ زود دستمو بالا بردم گفتم يک بخش، اما از وقتي تورو شناختم فهميدم عشق 3 بخشه: اتشه ديدنه تو… شوقه با تو بودن… و اندوهه بي تو بودن
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
صندوق صدقات نیست دل من که گاهی سکه ای محبت در آن بیاندازی و پیش خدای دلت فخر بفروشی که مستحقی را شاد کرده ای ...
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
صدای آهسته ی بهارم به گوشت نشته ام تا خسته نشوی بلورهایم بشمارگلبرگ ها را ببین دانه های برفی ام اما شکوفه های گل زیر پایم است باران نیستم,برف نیستم آهسته ترین صدای طراوت زای عطر گل هایم مرا در شلوغی چترها پنهان مکن مرا دوش های تو را نشانه است گوشه های خیابان کز کردن کار مهربانان نیست مرا دریابید بهار منم اگرچه پاییزی ام و بهار را از خود مگیر
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
عشق آدم را به جاهای ناشناخته می برد مثلا به ایستگاه های متروک به خلوت زنگ زده ی واگن ها به شهری که فقط آن را در خواب دیده... وقتی عاشق شدی ادامه ی این شعر را تو خواهی نوشت...