ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
برای خریدن عشق هر کس هرچه داشت آورد، دیوانه هیچ نداشت و گریست، گمان کردند چون هیچ ندارد می گرید، اما هیچکس ندانست که قیمت عشق، اشک است
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
ميخواهم همگام با سايه تنهايم در خيال باراني ات قدم بزنم و چتر شکسته بغضم را بگشايم ميخواهم شاعر لحظه هاي سرخ باشم و غزل غزل گريه کنم ميخواهم در امتداد خاموشي از تو بگويم از تو که طراوت شقايق هاي با غچه ام خواهي بود
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
لحظه دیدار تو خورشید معنا میشود آنچه را گم کرده ام آن لحظه پیدا میشود لحظه دیدار تو دل محو رویا میشود لحظه دیدار تو مهتاب هم در آب پیدا میشود
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
باز یادت میکنم تا دل نگوید بی وفاست از شما دورم ولی این دل همیشه با شماست
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
میخوام بنویسم از دوست داشتن از علاقه از محبت که تا حالا گداییش میکردم همه بهم میگفتن که این چیز با ارزش و به گدا نمی دن خودتو خسته نکن من موندم و درد تنهایی و بغض شبانه در حسرت یکی که دستشو بزاره رو شونه هام و بگه که تنها نیسی یکی که تو کوچه های بارانی همراهم باشه یکی که به دوست داشتنم نخنده تو اوج تنهایی گوشه دیوار نشستم و خودم را بغل کردم تا شرمنده روحم نشم روحی که تشنه محبت بود
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
بزرگترین آرامش دنیا رو توی خودت احساس میکنی و وقتی کسی که دوستش داری سرش رو روی شانه هات میگذاره احساس میکنی قوی ترین موجود جهانی
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
من تمام شمع های وجودم را روشن کرده ام و منتظر بادی هستم که از کوی تو خواهد دمید یکباره خواهد وزید و همه را خاموش خواهد کرد. اینک در من هیجانی از جنس انتظار به پا شده است، که بیایی و بمانی. که بمانی و از من، منی دگر بسازی
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
شبی از سوز گفتم قلم را بیا بنویس غم های دلم را قلم گفتا برو بیمار عاشق ندارم طاقت این بار غم را
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
به خودم می بالم...که تو را من دارم که تو را من اینجا زیر این سقف کبود، تک و تنها دارم به خودم می بالم که تو هستی و مرا، می کشی در اغوش که تورا بی وقفه، در سایه ی نور تک و تنها دار
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
برای من از دل شکسته نگو که دلی دارم شکسته تر از سکوت شکسته از درد شکسته از زخم شکسته از عشق شکسته از گناه شکسته از تنهایی بر خواهم داشت این تکه های تنهایی را و لباسی خواهم دوخت سپید از این همه سیاهی برای خودم توشه ای خواهم ساخت پر از محنت و رنج
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
قلب ما آدما مثل یه کلبه قدیمیه گرم و دنج... هروقت مسافری به ما سر میزنه کلبه رو واسش چراغونی میکنیم٬ بهش عادت میکنیم و دل میبندیم و اینو از یاد میبریم که: مسافر برای رفتن به کلبه ما اومده
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
باز آسمان چشمانم بارانی است و در این همه هق هق چه کم دارم آغوش گرمت را... چشمهایم عجیب می سوزند و در این سوزش اشک چه کم دارم دستهای مهربانت را..
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
تو مرا فریاد کن ای هم نفس این منم آواره فریاد تو این فضا با بوی تو آغشته است آسمانم پرشده از یاد تو
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
باز امشب از خیال تو غوغاست در دلم آشوب عشق آن قد و بالاست در دلم خوابم شکست و مردم چشمم به خون نشست تا فتنه ی خیال تو برخاست در دلم خاموشی لبم نه ز بی دردی و رضاست از چشم من ببین که چو غوغاست در دلم
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
این کـوزه چو مـن عاشـق زاری بودست در بنــــد ســر زلــــف نـــــگاری بودست این دســـته که بـــــر گردن او می بینی دستی اســت که بر گردن یاری بودست