اونا که تنهان یه ذره شادیشون رو میارن اینجا با همه تقسیم میکن وقت غصه های بزرگشون هم چند تا نفس عمیق میکشن و لبخند میزن نه شونه ای واسه گریه نه صدای مهربونی واسه دلداریشون،به سلامتی همشون
ماهایی که دیگه نه از اومدن کسی ذوق مرگ میشیم .........نه کسی که از کنارمون بره حوصله داریم ..نازشو بکشیم که برگرده ..............ماها آدمای بیمعرفتی نیستیم ......ماها بی احساس و نامرد نیستیم ...............یه زمانی یه کسایی وارد زندگیمون شدن ......که یه سری باورامونو از بین بردن...........
از وقتی یادم میاد برا هر کسی یه حساب پیش خودم باز کردم و برای هر کس به اندازه اعتبارش مایه گزاشتم. ضمن اینکه خیلیا همون اول کار چک رفاقتشون برگشت شد و خیلی ها هم ورشکست شدن و حسابشون تخته شد حداقل حسن این کار این بوده که من زندگی اروممو ادامه میدم ولی اونا تو حسرت فرصتی که از دست دادن هستن. البته منکر این نمیشم که برا بعضیا زیاد مایه گزاشتم ولی خوب وقتی رفتن کنار به این نتیجه رسیدن که خیلی بیشتر از اون چیزی که من مایه گزاشتم اونا ضرر کردن.
گفتم که برا هر کسی یه حساب جدا باز میکنم. قرار نیست ما با همه یه جور رفتار کنیم. عموما رفتار من ارتباط مستقیم با لیاقت طرف داره هر چی اون مایه بزاره بالطبع منم مایه میزارم ولی عموما برا همه با ملاحظه رفتار میکنم
یکی از معضلات دوران بچگیم این بود که چرا من نمی تونم مثل شخصیت های کارتونی که اشکاشون به دو طرف پرت می شد گریه کنم!کلی تلاش می کردم مثل اونا باشم موقع گریه کردن مثلا سرمو بالا بگیرم دهنمو باز کنم یا چشامو تنگ کنم که بازم جواب نمی داد
دیروز ی جای کوچیک سوختگی رو زانوم دیدم ب مامانم میگم جای چیه؟میگه ۶،۷سالت بوده شلوارک پات بوده چهارشنبه سوری با پسرعموهات رفتی از رو آتیش پریدی.گفتم خب پس اونجا سوخته میگه ن اونجا نسوختی اومدی خونه خودم با قاشق سوزوندمت دیگه بی اجازه نری بیرون! - - -
@ツglorious sunツخورشید بانو ست:«دیوارهای شهر من حکایت شهریست که چندانی هم به یک شهر نمیماند تا یک محله حفاظت شده قدیمی که مشخصه هر شهر تاریخمندیست، جایی ندارد که بشود به یک توریست که اگر بیاید نشان داد، از کوچه باغهای معروفش چیزی نمانده و زیبایی زمخت کوه پایهاییاش را معماری اجق وجق مخدوش و مضمحل کرده است. حتی از چنارها و انارهای با شکوهش، از باغهای نسترنش هم نشانی نیست. خلاصه شهریست که شکل شهر نیست. محدوده که ندارد، نه مردمش مال خودش است و نه خیابان و ساختمانهایش به دردش میخورد حالا ما هرکدام با ابزار و عدسی خودش در این شهر دنبال در و دیواری گشتهایم که مال این شهر، شهر ما باشد!! این که یافتهایمش یا نه، قضاوتش با چشمان شماست.»

13 سال و 18 روز و 8 ساعت و 36 دقيقه قبل