†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
نه اینکه نخندم میخندم ... اما به خدا ... تمام این خنده های خام بی خیال ... به یک تبسم کوتاه دیدار تو نمی ارزد ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
من خودم دلشکستـه هستـم چـه بگویمت دلشکسته؟!...
مسیحا
سلام ما اومدیم.......................
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
شبی که ماه مراد از افق طلوع کند/ بُوَد که پرتو نوری به بام ما افتد
علی
واسه رسیدن به هدفام کفش آهنی پام کردم..گاهی وقتا پاهامو اذیت میکنن ولی وقتی یه گام برمیدارم به جلو دیگه برگشتی وجود نداره...
مسیحا
ما بریم دنباله دختر عمه هامون............جایی نرینا.....................
elahenaz
اعتراف میکنم بچه بودم یه بار رفتم سوپرمارکت شکلات بخرم. دستمو گذاشتم رو شکلات مورد علاقه ام گفتم : ببخشید آقا شما از این شکلاتا دارین؟
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
یادت نمیآید که او می کرد روزی گفت گو /می گفت بس دیگر مکن اندیشه گلزار من





13 سال و 5 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 56 دقيقه قبل
مسیحا نترس فقط یه سورپرایز بود 
13 سال و 5 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 54 دقيقه قبلمرسی بانوی عزیز من

13 سال و 5 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 53 دقيقه قبل



13 سال و 5 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 52 دقيقه قبل




13 سال و 5 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 52 دقيقه قبل