tandis
...من بنده ی آن دمم که ساقی گوید ...یک جام دگر؟ بگیر و من نتوانم ...
tandis
...روزی تو خواهی آمد از کوچه های باران ...تا از دلم بشویی غمهای روزگاران ...
tandis
...راز خود به کس نگفتم ...مهرت را به دل نهفتم ...
tandis
...جانیم نه قدر وار منه جانان سن اولارسان ...جانان دا عزیز اولسا بیر اینسان سن اولارسان ...
tandis
...کوکب بخت مرا هیچ منجم نشناخت ...یا رب از مادر گیتی به چه طالع زادم ؟ ...
tandis
...سایه ی معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد ...ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود ...
tandis
senin kokunu uzlerim ...hep yollarini gozlerim ...
tandis
...دور از تو در این شهر مرا هم نفسی نیست ...فریاد کنم از دل و فریادرسی نیست ...
tandis
...مارا نفس از هجر به لب آمد و مردم ...گویند که این عشق تو هم جز هوسی نیست ...
tandis
Hep senin derdindegim ...
tandis
...دل گفت فرو کش کنم این شهر ببویش ...بیچاره ندانست که یارش سفری بود ...از چنگ منش اختر بد مهر بدر برد ... آری چکنم فتنه ی دور قمری بود ...
tandis
از من تو چه خواهی ؟ گاهی به نگاهی ...دیدار تو خواهم ...من راه تو پویم ...من وصل تو جویم ...عشق تو گواهم ...
tandis
...دلتنگیهایم را با کدامین قایق خیالی برایت بفرستم که بدانی ..." دلتنگتم " ...؟
tandis
...صحبت از فاصله نیست ...صحبت از مهر و وفاست ...شاید این فاصله ها ؟ ...محک عاطفه هاست ...