بچه ها خیلی از دستتون عصبیم بعضی هاا دل @ღ.•*`HASTY `*•.ღ رو شکوندند .... حالش خیلی بَدِ خاک تو سررررتون به جای اینکه برید حال و احوالشو خصوصی بپرسید هیچی به هیچی ... اومدِ دیگه 20000 تا خصوصی ندارِ خاک تو اون مرامتون میدونید به من گفته بهتون چی بگم؟!!! گفته دیگه #نمیاددددد واقعا از دست همتون ناراحت ام خجالت بکشید بااین مراماتون برید دم کوزه آبشو بخورید به علی اگه .....!
دوزتان منو @ⓜⓘⓝⓐ اولین رمان مشترکمونو شروع کردیم خوشحال میشیم همراهیمون کنید ایده اش خیلی وقته که تو ذهنمونه ولی تازه شروع به نوشتنش کردیم از همون لحظه هم گذاشتیمش تو سایت ازتون خواهش می کنم همگام با ما پیش بیاین و نظرات مفیدتون رو در مورد این کتاب که قرار یه موضوع عشقی داشته باشه بهمون بگین ... خلاصه : داستان درباره ی یه عشقِ پر فراز و نشیبِ که ایده ی اصلی داستان از یه داستان واقعی گرفته شده ... آتوسا و بارمان ناخواسته قدم تو راهی میزارن که اونارو تا مرز نابودی میکشونه و بعد از یه راه پر پیچ و تاب بلاخره طعم واقعی خوشبختی رو در کنار هم حس میکنن ... شبی یه دونه یا دوتا پست میزاریم یه شب من یه شب مینا شایدم یه شب هر دوتامون بزاریم با تچکر