javad
مات شدم
از رفتنت !!
هیچ میز ِ شطرنجی هم درمیان نبود
این وسط فقط یک دل بود
که دیگر نیست
javad
غروب جمعه همچی یه جوری دلم ادم میگیره / خدایا در این تنهایی. تو تنها یم مگذار
javad
شادي را هديه کن
حتي به کساني که آن را از تو گرفتند،
عشق بورز به آنها که دلت را شکستند،
دعا کن براي آنهاکه نفرينت کردند،
درخت باش به رغم تبرها،
بهار شو و بخند
که
خدا هنوز آن بالا با ماست...!
javad
گریــــه کن عزیزم اما نـه فـقــط واســـه خــــودت
واسـه اینـــکه نمیـــشه دیــــگه بیــــام تــــولـــد ت
گریـــه کـــن جـــداییـــها مـا رو رهــــا نمیــکـنــن
آدمــــا انــــگار بــرای مــا دعــــا نـمــی کــنـــــن
گریــــه کـن حـالا حـالا بایـد از هم جـــدا باشیــــم
بشــینیـــــم منتـــظــر معـجـــزه ی خــدا ب
javad
رفیقی که من نگویم و او بشنود... بخندم و حجــم بغضم را در خنده ام ببیند... رفیقی که بگویمش برو ، اما بماند که نرود ، وقتی ماندنش آرامم می کند
javad
میدونی باور من ازاین زندگی ،فقط وجودت مهربون توعه؟!این وجود توعه که یهارمان شده واسه همه ی خواسته هام ؟!این صداته که اهنگ داده به زندگی پراز سروصدای من.......
که تا قبل ازاومدن تو،حتی من صدای خودم روهم نمی شنیدم .
javad
جدایی درد بی درمان عشق است جدایی حرف بی پایان عشق است جدایی قصه های تلخ دارد جدایی ناله های سخت دارد جدایی شاه بی پایان عشق است جدایی راز بی پایان عشق است جدایی گریه و فریاد دارد جدایی مرگ دارد درد دارد خدایا دور کن درد جدایی که بی زارم دگر از آشنایی
javad
دلم آرامش دریایی میخواهد که در پس تلاطم موجهایش صدای عشق نوازشگر لحظه هایم باشد... دلم تو میخواهد با لبخند یاسی ات.... که به یکباره مست میکند تمام مرا... عشق های افراطی بلوغ، عزیزم های کلیشه ای، وابستگی های کودکانه نمیخواهم... دلم تویی میخواهد که سکوتم را معنی کند
javad
آدمهای کنارم مثل جمعه میمانند ...
معلوم نیست "فرد" هستند یا " زوج "
پر از ابهامند ...
javad
تـنـهـایـی راه رفـتـن سـخـت نـیـسـت...
ولــــــِی...
مـا کـه ایـن هـمـه راهــــو بـا هـم رفـتـیـم ..
تــنــهــایــی "بــرگـشـتـنـش" ســـخـــت شــُد...
javad
ما که هرجایی دهَنمـــون سرویس میشه میگن امتحان الهیــه !! اگه اینجوری باشه که من دیگه دکترای الاهیات گرفتم...
javad
ﯾﮑﯽ ﻣﯿﺎﺩ ﯾﮑﯽ ﻣﯿﺮﻩ ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﯽ... ﺩﯾﮕﺮ ﺁﻣﺪﻥ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻧﻤﯽ ﮐﺸﻢ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺗﺠﺴﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺑﯿﺎ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﻧﺖ ﺯﻧﺪﮔﯿﺴﺖ؟
javad
چه زیباست دیدن طلوع خورشید در چشمان تو............. من غروبش را به شب تقدیم میکنم.....
javad
فلك امشب نسيمي سرد دارد،زمين از غصه رنگ زرد دارد،بيا اي دل بناليم و بگرييم،هواي كوفه بوي درد دارد،خدايا اين جماعت خودپرستند،به روي دين و قرآن ديده بستند،پس از بشكستن پهلوي زهرا،سر مظلوم عالم را شكستند
javad
سهم “من” از “تو” عشق نیست ، ذوق نیست ، اشتیاق نیست همان دلتنگی بی پایانی ست که روزها دیوانه ام می کند !