javad
عشق يعني مستي و ديوانگيعشق يعني با جهان بيگانگيعشق يعني شب نخفتن تا سحرعشق يعني سجده ها با چشم ترعشق يعني سر به دار آويختن عشق يعني اشك حسرت ريختنعشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني مست و بي پروا شدنعشق يعني سوختن يا ساختن عشق يعني زندگي را باختنعشق يعني انتظار و انتظار عشق يعني هرچه بيني عكس يارعشق يعني ديده بر در دوختن عشق يعني در فراقش سوختنعشق يعني لحظه هاي التهاب عشق يعني لحظه هاي ناب نابعشق يعني سوز ني ، آه شبان عشق يعني معني رنگين كمان
javad
دیرگاهیست بالهایمان را آویخته ایم به جالباسی عادت کرده ایم به زمین زمین جای گرم و نرمیست چه خیال اگر چشمهایمان را خواب چه خیال اگر دلهایمان را آب برده است!
javad
یکی بهم گفت :چقد از سنت شکسته تر شدی؟! گفتم :عمو اونایی که شکست زیاد میخورن ، زود شکسته میشن... گفتک سیگار میکشی؟ گفتم :آره! گفت: ای بابا حتما توام جلو دانشگاه برا ادا در آوردن یکی دو نخ کشیدی یهو ناغافل سیگاری شدی؟؟؟ گفتم :نه عمو ما تو اتاقمون وقتی که کسی نبود زیر سیگارمون اتیش بگیره وقتی انقدر به یجا خیره موندم که سیگارم دستمو سوزوند... گفت: چیه خیلی مینالی شکست عشقی خوردی تو هم مثه همه...؟ گفتم: اره عاشق دنیا بودم ,بعدا فهمیدم عشقم یطرفس اون هیچ ازم خوشش نمیاد
javad
پیش ما سوختگان مسجد و می خانه یکی است
حرم و دیر یکی سبحه و پیمانه یکی است
این همه جنگ وجدال حاصل کوته نظری است
گر نظر پاک کنی مسجد و می خانه یکی است
عشق آتش بود و خانه خرابی دارد
پیش آتش دل و شمع و پر و پروانه یکی است
javad
هزار جهد کردم که یار من باشی قرار بخش دل بیقرار من باشی چراغ دیده ی شب زنده دار من گردی انیس خاطر امیدوار من باشی
javad
ﺩﻟﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ... ﯾﮏ ﻣﯿﺲ ﮐﺎﻝ ﺑﺎﺷﻢ ﺑﺮﺍﯾﺖ... ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ... ﺳﯿﻮﺵ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﯽ! ﺯﯾﺮ ﻟﺐ... ﺗﮑﺮﺍﺭﻡ ﮐﻨﯽ... ﺑﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﯿﺎﻭﺭﯼ... ﺑﯽ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﯼ ﺗ ﻮ... ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﮐﻨﻢ ﺩﺭ ﻧﺎﺧﻮﺩ ﺁﮔﺎﻫﺖ..
javad
غضنفر به رفیقش میگه: میخوام دختر شاه رو بگیرم! رفیقش میگه: چرت نگو مومن!
مگه کشکیه؟! غضنفر میگه: بابا من که راضیم، ننم هم که راضیه، فقط مونده
شاه و دخترش!!!
javad
دوست دارم دستم را بگیری و زیرگوشم زمزمه کنی که پشت خوابهای نا آرام تو... چیزی بیش از نگرانی های زنانه نیست... دستت را بگیرم و زیرگوشت زمزمه کنم که پشت نگرانی های زنانه ی من...
javad
هیــچ چیز دلنشین تر از این نیست که ...
مدام نامت را صدا بزنم،
با یک علامت سؤال ؟
و "تـــو" با حوصله جواب بدهی ...
جـــــان دلـــــم؟
javad
آرام آرامم …
مثل مزرعه ای که تمام محصولاتش را ملخ ها خورده اند …
دیگر نگران داس ها نیستم …
javad
خدایـــــــــــا ، دخـلـَم با خرجـم نمیخواند ، کم آورده ام ، صبری که داده بودی تمام شد ، ولی دردم همچنان باقیست !!! بدهکار قلبم شده ام ، میدانم شرمنده ام نمیکنی؛ باز هم صبـــــــر میخواهم
javad
هرجای دنیایی دلم اونجاست من کعبم رو دوره تو میسازم من پشت کردم ب همه دنیاتارو ب تو سجاده بندازم*هر روز حسم تازه ترمیشه غرقه تو میشم بلکه دریاشم*بی زارم از این ک تمامه عمر از روی عادت عاشقت باشم گاهی پرستیدن عبادت نیست با این ک سر رو مهر میزاری گاهی برای دیدن عشقت باید سر از سجاده بر داری . . . جایی ک افتادم ب پای تو زیباترین جای نمازم بود....
javad
عاقبت زین دار فانی پر کشیدم یا حسین،عشق تو مهر علی در سینه دارم یا حسین.من در این وادی غریبم جان زهرا مادرت، هر شب جمعه گذر کن بر مزارم یا حسین.
javad
دلم تنگ است برای کسی که نمی داند... نمی داند که بی او به دشت جنون می رود دلم... می دانم که اگر نزدیکش شوم، دور خواهد شد.... پس بگذار که نداند بی او تنهایم... دور میمانم که نزدیک بماند...
javad
گوشه پنجره را باز کنید
باد باید بوزد
ابر باید برود
ذهن باید نفسی تازه کند.
عشق هر بار که سر میزند از جان تو
معنای جدیدی دارد
روح تو در کمد خاطره خواهد پوسید
گردش خون تو ـ یادت باشد ـ
که به اکسیژن این ثانیهها مدیون است
سهم هر روز تو
با گردش تقویم ورق خواهد خورد
با کسی هرگز در کافه دیروز قراری نگذار
چترها خاطرهاند
خیس باران شدن احساس لطیفی دارد.
سفری بی چمدان باید رفت.