javad
دوست دارم دستم را بگیری و زیرگوشم زمزمه کنی که پشت خوابهای نا آرام تو... چیزی بیش از نگرانی های زنانه نیست... دستت را بگیرم و زیرگوشت زمزمه کنم که پشت نگرانی های زنانه ی من...
javad
غضنفر به رفیقش میگه: میخوام دختر شاه رو بگیرم! رفیقش میگه: چرت نگو مومن!
مگه کشکیه؟! غضنفر میگه: بابا من که راضیم، ننم هم که راضیه، فقط مونده
شاه و دخترش!!!
javad
گـاه دلم می گیرد... گـاه زندگی سخت می شود... گـاه تنها , تنهایی آرامـش می آورد ... این`گـاه هـا`... گـهـگـاه تـمـامــ روز و شـب من میشوند ... آنوقت بـغـض گـلـویـم را میگیرد ! درست مـثـل هـمین روزها...!!!
javad
گفتم تو شیرین منی گفتا تو فرهادی مگر؟ گفتم خرابت می شوم گفتا تو آبادی مگر؟ گفتم ندادی دل به من گفتا تو جان دادی مگر؟ گفتم ز کویت می روم گفتا تو آزادی مگر؟ گفتم فراموشم نکن
javad
ﺩﻟﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ... ﯾﮏ ﻣﯿﺲ ﮐﺎﻝ ﺑﺎﺷﻢ ﺑﺮﺍﯾﺖ... ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ... ﺳﯿﻮﺵ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﯽ! ﺯﯾﺮ ﻟﺐ... ﺗﮑﺮﺍﺭﻡ ﮐﻨﯽ... ﺑﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﯿﺎﻭﺭﯼ... ﺑﯽ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﯼ ﺗ ﻮ... ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﮐﻨﻢ ﺩﺭ ﻧﺎﺧﻮﺩ ﺁﮔﺎﻫﺖ..
javad
گوگل پسر بود یا دختر؟
خب اون بدون شک دختره،
چون اجازه نمی ده یه جمله ای رو کامل کنی،
از همون اول شروع می کنه به حدس زدن،
و همچنان حدس زدن،
لامصــب بعضی وقتا حدسایی میزنه که دهن آدم وا میمونه،
مخصوصاً وقتی یکی کنارت نشسته باشه!!!
javad
هزار جهد کردم که یار من باشی قرار بخش دل بیقرار من باشی چراغ دیده ی شب زنده دار من گردی انیس خاطر امیدوار من باشی
javad
حــوصــله ام بـــرفــی سـت ! بــا یـک عــالــمه قنـــدیـــل دلتـــنگی ، از گــوشـه ی دلــــم آویـــــزان ! آهــــای ! کـــافــی ســت کمــی “هــا” کنــید ، تـــا کــه “آب” شــــوم !
javad
به سلامتی اونایی که خودشون ثابت کردن “لیاقت” ما رو ندارن !
javad
دیدین شبا که خونه ساکت میشه اسباب وسایل تو خونه شروع میکنن به صدا درآوردن؟ الهی بگردم ؛ خستگی در میکنن! عاشق صدای قلنج شکوندن تلوزیونم.
javad
تبلیغ رنگ مو داش نشون میداد تو تلویزیون ایران: زنه اول روسریش مشکی بود؛ بعد استفاده از رنگ مو روسریش قهوهای شد.
javad
*|[... دلم یک کوچه مے خواهد ...]|* |[... بے بن بستــ ...]| |[... ویڪـ ـ خــ♥ــداـ ڪه باهم ڪمے راه برویمـ ...]|
javad
یک بوسه ز لبهای تو در خواب گرفتم گویی که گل از چشمه ی مهتاب گرفتم در برکه ی اشکم همه دم نقش تو دیدم این هدیه ی خوبی است که از آب گرفتم هر گز نتوانی که ز من دور بمانی چون در دل خود عکس تو را قاب گرفتم
javad
درد دارد “امروز” حرفی برای گفتن نداشته باشی با کسی که تا “دیروز” تمام حرف هایت را فقط به او می گفتی...