javad
حرفی نیست...
خودم سکوتت را معنی می کنم!
کاش می فهمیدی،
گــــــــــاهی....همین نگــــاه ســـــــــــــــــــردت...
روی زمستان را هم کم می کنـــــــــد...!
javad
ارزش یک سال را دانش آموزی که مردود شده می داند،
ارزش یک ماه را مادری که فرزندی نارس به دنیا آورده می داند،
ارزش یک هفته را سردبیر یک هفته نامه می داند،
ارزش یک ساعت را عاشقی که انتظار معشوق را می کشد،
ارزش یک دقیقه را شخصی که از قطار جامانده،
و ارزش یک ثانیه را آن که از تصادفی مرگبار جان به در برده می داند...
javad
عشق یعنی مهر بی چون چرا عشق یعنی کوشش بی ادعا عشق یعنی عاشق بی زحمتی عشق یعنی بوسه بی شهوتی عشق یعنی دشت گل کاری شده در کویری چشمه ای جاری شده یک شقایق در میان دشت خار باور امکان با یک گل بهار عشق یعنی ترش را شیرین کنی عشق یعنی نیش را نوشین کنی عشق یعنی این که انگوری کنی عشق یعنی این که زنبوری کنی عشق یعنی مهربانی درعمل خلق کیفیت به کندوی عسل عشق یعنی گل به جای خار باش پل به جای اینهمه دیوار باش عشق یعنی یک نگاه آشنا دیدن افتادگان زیر پا عشق یعنی تنگ بی ماهی شده عشق یعنی ماهی راهی شده عشق یعنی مرغ های خوش نفس بردن آنها به بیرون از قفس عشق یعنی جنگل دور از تبر دوری سرسبزی از خوف وخطر عشق یعنی بدی ها اجتناب بردن پروانه از لای کتاب در میان این همه غوغا و شر عشق یعنی کاهش رنج بشر ای توانا،ناتوان عشق باش پهلوانا ،پهلوان عشق باش عشق یعنی تشنه ای خود نیز اگر واگذاری آب را بر تشنه تر عشق یعنی ساقی کوثر شدن بی پر و بی پیکر و بی سر شدن نیمه شب سرمست از جام سروش در به در انبان خرما روی...
javad
هربار به تو فکر میکنم یکی از دکمههایم شل میشود انقراض آغوشم یک نسل به تأخیر میافتد و چیزی به نبضم اضافه میشود که در شعرهایم نمیگنجد کا[!]ت تورا به نام بخوانم تا ببینی لکنت، عاشقانهترینِ لهجههاست و چگونه لرزش لبهای من دنیا را به حاشیه میبَرد دوستت دارم با تمام واژههایی که در گلویم گیر کردهاند و تمام هجاهای غمگینی که به خاطر تو شعر میشود دوستت دارم با صدای بلند دوستت دارم با صدای آهسته دوستت دارم و خواستن تو جنینیست در من که نه سقط میشود نه به دنیا میآید. از مجموهربار به تو فکر میکنم یکی از دکمههایم شل میشود انقراض آغوشم یک نسل به تأخیر میافتد و چیزی به نبضم اضافه میشود که در شعرهایم نمیگنجد کا[!]ت تورا به نام بخوانم تا ببینی لکنت، عاشقانهترینِ لهجههاست و چگونه لرزش لبهای من دنیا را به حاشیه میبَرد دوستت دارم با تمام واژههایی که در گلویم گیر کردهاند و تمام هجاهای غمگینی که به خاطر تو شعر میشود دوستت دارم با صدای بلند دوستت دارم با صدای آهسته دوستت دارم و خواستن تو جنینیست در من که نه سقط میشود نه به دنیا میآی
javad
دکترها می گویند دیدنت برای ناراحتی قلبی ام خوب است بیچاره دکترها ! چقدر درس خواندند تا بفهمند دیدنت برای ناراحتی قلبی ام خوب است
javad
یک روز دستهایم را باز می کنم و می روی و طبیعیست، که هرچه دورتر شوی کوچکتر شوی کوچکتر کوچکتر آنقدر که در آغوش هرکسی جا شوی.
javad
بوسههای خداحافظی تلخاند
تلخ،
آقای مسؤولِ کنترلِ بلیت!
و تلختر آنکه ما هر دو شاعریم
قطارها سوت میکشند
و شاعرانی که نزدیک ایستگاه خانه دارند
شعرهای غمگینتری مینویسند.
javad
شايد آن روز كه سهراب نوشت : تا شقايق هست زندگي بايد كرد، خبري از دل پر درد گل ياس نداشت، بايد اينجور نوشت، هر گلي هم باشي، چه شقايق چه گل پيچك و ياس، زندگی اجبارست
javad
اَنــدَکی عاشِــقانه تـَـر زیــر ایــن بــاران بِــمانـــــ ...
اَبـــر را بـــوسیــده ام تا بــوسه بــارانَت کُــنَد ..
javad
آهای اونایی که یکی دوستون داره: به جهنم!!! مارو همه دوس دارن...
javad
ب سلامتیه اوناییی ک
هیچوقت زندگی باهاشون راه نیومد
دیگ ن میتونن بخندن
ن گریه کنن
ن زندگی کنن
ن بمیرن
الاف شدن رفت..
هیشکی هم نمیفهمتشون
شبا هم زل میزنن ب صفحه [!]بوک
javad
دقت کردین اگه انگشتت با تبر قطع شه، دردش کمتره تا اینکه با کاغذ بریده بشه؟؟ اگه مطمئن نیستی امتحان کن !
javad
امروز بعد از یک ماه دارم میرم ناهار بخورم
معدم یه چیز میگه و مغزم چیز دیگه
میترسم درگیری پیش بیاد !!!!