دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

javad
مرد - مجرد
امتیاز: 1004

دنبال‌شدگان

(117 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(96 کاربر)

گروه‌ها

(12 گروه)

بازدید

javad
javad

ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﻧﺒﺎﺵ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺑﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﺵ ﻣﯽﻧﺎﻟﺪ... ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﻤﻊِ ﮐﺴﺎﻥ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ

javad
javad

حماقت که شاخ و دم ندارد! حماقت یعنی من که اینقدر میروم تا تو دلتنگِ من شوی! ... خبری از دلتنگی تو نمیشود! برمیگردم چون دلتنگت می شوم..!

javad
javad

بیا ببندیم کوله بار سفر بریم ازشهر دوتایی بی خبر جایی بریم که دلخوری نباشه دلا تو سینه اهنین نباشه جایی بریم که مردمش عاشق مهرو وفااااااا فروختنی نباشه

javad
javad

این روزها!بیشتر از قبل حال همه را می پرسم؛سنگ صبور غم هایشان میشوم؛اشک های روی گونه هایشان راپاک می کنم.اما…یک نفر پیدانمیشود که دست زیر چانه ام بگذاردسرم را بالا بیاورد و بگوید:حالا تو برام بگو...چی شده؟؟؟

javad
javad

ﺍﮔﺮ ﺩﯾﺪﯼ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺑﺮﺩﺭﺧﺘﯽ ﺗﮑﯿﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺳﺮﯾﻊ ﺑﯿﺎﺭﯾﺪﺵ ﮐﻨﺎﺭ ﯾﻬﻮ ﮔﻼﺑﯿﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ ﺗﻮﺳﺮﺵ ﭼﺎﺭﺗﺎﻓﺮﻣﻮﻝ ﺑﻪ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺑﺪﺑﺨﺖ ﻣﯿﺸﯿﻢ|: .

javad
javad

کم کم یاد خواهی گرفت تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را اینکه عشق تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر و یاد می‌گیری که بوسه‌ها قرارداد نیستند و هدیه‌ها، معنی عهد و پیمان نمی‌دهند. کم کم یاد میگیری که حتی نور خورشید هم می‌سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری باید باغِ خودت را پرورش دهی به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد...

javad
javad

برای کشتن یک پرنده یک قیچی کافی ست.لازم نیست آن را در قلبش فرو کنی یا گلویش را با آن بشکافی .پرهایش رابزن...خاطره پریدن با او کاری میکند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند .

javad
javad

هوایت که به سرم می‌زند دیگر در هیچ هوایی نمی‌توانم نفس بکشم عجب نفس‌گیر است هوایِ بی تویی

javad
javad

من از عهد آدم تو را دوست دارم از آغاز عالم تو را دوست دارم چه شب ها من و آسمان تا دم صبح سرودیم نم نم ؛ تو را دوست دارم نه خطی ، نه خالی ! نه خواب و خیالی ! من ای حس مبهم تو را دوست دارم

javad
javad

سارقِ تــــمام صندوقچه هـــای شــهــــر خــــــواهـــم شد ، . . زمــــانی که عـــابـــران حادثــــه ی چَشـــمانـــت را دفـــــع می کنـــنــــد...

javad
javad

کاروان رفته بود و دیده من همچنان خیره مانده بود به راه خنده میزد به درد و رنجم , اشک شعله میزد به تار و پودم , آه

javad
javad

غزنفر میر تو ماشین میشینه میبینه نه فرمون هست، نه پدال و دنده زنگ میزنه پلیس میگه نه پدال هست نه فرمون. پلیس :ببخشید شما غزنفر هستید غزنفر :بله پلیس :برو صندلی جلو بشین.

javad
javad

بعضیا مثه این دیوارای تازه رنگ شده میمونن؛ فقط هستن ولی نمیشه بهشون تکیه کرد، اگرم تکیه کنی سر تا پای خودتو کثیف کردی...

javad
javad

من ازتبارپاک آریایی قنشگترین قصیده ی رهایی هوای عشق تازه نیست تورگهام تن نمیدم ب رنگ کهربایی

javad
javad

بیا تا قدر یک دیگر بدانیم که تا ناگه ز یک دیگر نمانیم چو مؤمن آینه مؤمن یقین شد چرا با آینه ما روگرانیم کریمان جان فدای دوست کردند