وحید
پنجـــره را بــاز کُن و از ایـن هــوای مطبــوع بــارانــی لــذت بـبـــر ... خـوشـــبـختـــانـه بـــاران ارث پـــدر هیــــچـکس نیـــستـــــــ . . .
وحید
منتظر هیچ دستی در هیچ جای دنیا نباش اشکهایت را با دست خودت پاک کن همه رهگذرند ...
وحید
جاده خوشبختی در دست تعمیره ! دور بزن برگرد ، این اسمش تقدیره ...
وحید
عشق از نه عنصر تشکیل شده است بردباری: (عشق بردبار است) مهربانی: (مهربان است) سخاوت: (عشق در آتش حسد نمی سوزد) ظرافت: (عشق اطوار ناپسندیده ندارد) فروتنی: (غرور ندارد) تسلیم: (نفع خود را خواهان نیست) تسامع: (خشم نمی گیرد) معصومیت: (سوء ظن ندارد) صداقت: (از ناراستی شاد نمی شود، اما به راستی به شعف می آید) بر گرفته از: عطیه برتر پائولوکوئلیو
وحید
دستت رو بزار روی قلبـت این ساعته عمرته که داره تیک تیک می کنه جالبه ، همونی که بهت زندگی میده برات شمارش معکوس رو شروع کرده
وحید
هیچ چیز در طبیعت برای خود زندگی نمی کند رودخانه ها آب خود را مصرف نمی کنند درختان میوه خود را نمی خورند خورشید گرمای خود را استفاده نمی کند گل ، عطرش را برای خود گسترش نمی دهد نتیجه : زندگی برای دیگران ، قانون طبیعت است . . .
وحید
یالوگی به یاد ماندنی از فیلم حاجی واشنگتن (1361): آیین چراغ، خاموشی نیست
وحید
می روم...به کجا؟ نمی دانم ....حس بدی ست...بی مقصدی! کاش نه باران بند می آمد...نه خیابان به انتها می رسید....
وحید
چگونه است؟! صبح که بیدار شدی کدامین نقاب را بر می داری؟ فصل نقابهاست... انگار کسی ما را بی نقاب نمی بیند اگر روی واقعی داشته باشیم کسی ما را نمی پسندد به دنبال لحظه ایم که تمام نقابها از چهره ها برداشته شود ایا آن روز هیچ "خودی" باقی خواهد ماند؟
وحید
دخترک برگشت چه بزرگ شده بود پرسیدم : پس کبریتهایت کو ؟ پوزخندی زد . گونه اش آتش بود ، سرخ ، زرد ... ......... گفتم : می خواهم امشب با کبریتهای تو ، این سرزمین را به آتش بکشم ! دخترک نگاهی انداخت ، تنم لرزید ... گفت : کبریت هایم را نخریدند سالهاست تن می فروشم ...
وحید
آدمی که منتظر است هیچ نشانه ای ندارد هیچ نشانه خاصی! فقط با هر صدایی برمیگردد . .
وحید
یادم باشد دیگر هرگز خاطره هایم را کند و کاو نکنم! مثل آتش زیر خاکستر می ماند... حساب از دستم در رفته... چندمین بار است که با یاد نگاه آخرت آتش می گیرم...؟
وحید
میدونی چی بیشتر از همه آدمو داغون میکنه : این که هر کاری در توانت هست براش انــــجام بدی ، آخــــرش بـرگرده بگه : مگه من ازت خواستم . . . / .