وحید
اون لحظه که گفتی یکی بهتر از تو پیدا کردم یاد اون روزایی افتادم که به صد تا بهتر از تو گفتم: من بهترین رو دارم.....
وحید
وفادار تو بودم تا نفس بود دریغا همنشینت خار و خس بود دلم را بازگردان همین جان سوختن بس بود بس بود..
وحید
اگر روزی رسیدی که من نبودم تمام وصیتم به تو این است " خوب بمان " از آن خوب هایی که من عاشقش بودم .... !!
وحید
نجار ها هم کورند ، هنوز تخت دو نفره می سازند ... نمی بنینند همه تنهاییم ..! حتی آنهایی که دو نفره می خوابند ...!
وحید
تو خیلی وقته خودتو فروختی ، فقط چون پول نگرفتی ، نفهمیدی ...
وحید
خدای من و مادرم# مادرم نماز می خواند و من آواز ! . . عقایدمان چقدر فرق دارد ! او خدای خودش را دارد منم خدای خودم را ! خدای او بر روی قانون و قاعده است و از قدیم همین بوده ! خدای من بر اساس نیازم و تجربیاتم است و هر روز کامل تر از دیروز است ! او خدا را در کنج خانه و معجزه می بیند ! من خدا را در آسمان ها و درون خودم ! در قطره ای باران ، بغض هایی پر از اشک ، در شادی از ته دل ! در ثانیه به ثانیه زندگیم ! او جلوی خدایش سجده میکند ! ولی من در آغوش خدایم آرام میگیرم ! نمی دانم خدای من واقعی تر است یا او ! دین من بهتر است یا او..
وحید
مــی خـواهـم داستـانـی از علاقــه ام بـه تــو را بنـویسـم یـکی بـــود ، یـکی ... بـی خیال........!! خــلاصـه اش میشود اینــکـه : دوستـت دارم ، لعـنتـی . . . !
وحید
خنده ها را می توان هر جا نوشت اشکها رازند ، جایش ، شانه است من تمام لحظه های بی تو بودن ، در خیالم با تو بودم من تمام لحظه ها را روی شانه ت گریه کردم خنده هایم را همه دیدند اشکهایم را کسی جز تو ندید خنده ها را می توا ن هر جا نوشت اشکها رازند ، جایش ، شانه است
وحید
چه قانون ناعادلانه ای برای شروع یک رابطه هر دو طرف باید بخواهند ولی برای تمام شدنش همین که یک نفر بخواهد کا[!]ت .../
وحید
امروز یزره برو بیرون و یه نیگاه به هوا بنداز به قول دوستام چه هوای دونفره ای راست میگن ولی این هــــــواى لعنتى هم مى بینه مــــــا یـــه نفریم هى دو نفره میشه.
وحید
تو نیستی ... ومن ماندم و خوابهایی معطل دلی دست دوم... غمی دست اول.
وحید
تا یادت می کنم "باران می آید" نمیدانستم لمس خیالت هم وضو می خواهد...
وحید
همین بارانی که نمی بارد همین سکوت ماسیده بر شب همین احساس ریخته بر پوست تنهایی همین آغوش های بی صاحب همین بوسه های بی منت و کودکی که نمی فهمد چرا و تاب می خورد همین خوب است...
وحید
آدمی را آدمیت لازم است ، عود را گر بو نباشد ، هیزم است