وحید
گاهی فکر کـــردن به بعضی ها ناخود آگاه لبـــخند روی لبـــات میشـــونه
چقـــدر دوس دارم این لبـــخند های بیـــگاه را
وحید
بودنت را دوست دارم ... وقتی مرا دربر میگیری ... و به آغوشت سفت مرا می فشاری ... وادارم می کنی که ... به هیچ کس فکر نکنم ... جز تو ...!!
وحید
یک روز می بوسـمـت !! پنهان کردن هم ندارد مثل خنده های تو نیست که مخفی شان می کنی یکی از همین روزهایی که می خندانمت یکی از همین خنده های تو را ناتمام می کنم ؛ می بوسمت !! و بعد ، تو احتمالاً سرخ می شوی و من هم که پیش تو همیشه سرخم ... روزی که باران می بارد ، یک روز که چترمان دو نفره شده ... یک روز که همه جا حسابی خیس است یک روز که گونه هایت از سرما سرخ سرخ آرام تر از هر چه تصورش را کنی ، آهسته ، می بوسمت .!!
وحید
بعضی ها رو نمیشه که دوست نداشت و به عشقشون نمرد .. با هر حرفی که میزنند، قلبت میزنه و لبخند میزنی .. با هر غصه شون غمگین میشی و اشکت میاد .. با بودنشون شاد میشی و با نبودنشون پرپر میزنی .. بعضی آدمها چه بخواهند، چه نخواهند .. چه بخواهی چه نخواهی .. عزیزند، عزیز میمانند ..!
وحید
ایــن بــار هــم کــه تــاول پــاهــایــم خشــک شــود ،، دوبــاره عاشقــت میشــوم !! دوبــاره راه مــی افتــم ! دوبــاره گــم مــیشــوم ...!
وحید
خر را در تصویر زیر مشخص کنید
وحید
به همه چیز عادت می کنیم به داشته ها و نداشته هایمان خیلی طول نمی کشد که جلوی آینه زل بزنی به خودت موهایت را کنار بزنی و با خودت بگویی : اصلا" مگر داشتی اش مگر از اول بود ؟! که بودن و نبودنش مهم باشد ...
وحید
خودم را به شادیِ تو فروختم و حواسم نبود که حواست به بهایِ من نیست حال خیالت را می فروشم تا خودم را پس بگیرم
وحید
اولین بوسه در زمان های بسیار قدیم زن و مرد پینه دوزی به هنگام کار بوسه را کشف کردند. مرد دست هایش به کار بود، تکه نخی را با دندان کند، به زنش گفت بیا و این نخ را از روی لب من بردار و بیانداز. زن هم دست هایش به سوزن و وصله بود. آمد که نخ را از لب های مرد بردارد، دید که دستانش بند است ، گفت چه کنم؟ نا چار با لب برداشت، شیرین بود.... ادامه دادند...
وحید
سلامتی اونایی که حتی نیم روز نبودنشون آدم رو کلافه می کنه یه لحظه مونده به آخرش که کلافگی بخواد دیوونت کنه یهو سر می رسه ، دنیات عوض می شه سلامتی اونایی که بودنشون معجزه اس...
وحید
و این هم انواع مخ زنی(طنز)در دیدگاه
ولی خواب زن چپه
خوب تو که مردی 
13 سال و 10 ماه و 13 روز و 12 ساعت و 45 دقيقه قبل




13 سال و 10 ماه و 13 روز و 12 ساعت و 42 دقيقه قبل