روحش شاد یادش گرامی .... خ ٌ بالخره اونم جون داره ... به ملکوت اعلی پیوست ...
منم مثل همین داشتم
البته دوتا بود
یکی سیاه نر
یکی زرد ماده
با هم دیگه بازی میکردن و شیطون بودن ... حیف و هعی اونا نیستن ...
تو عید قربانی ذبح شدن
نمیخواستم قربانی شون کنم ... خب برای قربانی در نظر گرفته بودیم
همونه سیاهه که ذبح کردیم... اون یکی زرده از چشمهاش اشک بیرون میومد .... خیلی واسش دلم سوخت ...
اخه خیلی 3تایی شوخ بودیم
من و بع بع سیاه و بع بع زرد ... 1 ساله و نیم بودن فک کنم ...
هم گریه هم خنده ...