كوچيك
پناهگاه من آغوش گرم توست که پر است از نداشته های زندگی ام .
كوچيك
تــوقع زیـــادیــست؟ خواستن امــنیت آغـــوش تــو… و عــــشـــقــی که. . اســیر هــوس نباشد…
كوچيك
هیچ ابری نیست... در من اما روز و شب... باران به سبکی خاص میبارد.
كوچيك
نامت که میبرم پاییز را بهار به خاطر میآورم.