ز انتخاب مادرش عصبانی شده از انتخاب مادرش عصبانی شده بود : دختر چادری -: صد دفه گفتم زن چادری نمی خوام . دوست دارم همه ، قشنگی های زنم ببینن و لذت ببرن !| #صراط
گردنش را راست گرفت و با غرور گفت : " محال است تو شهید شی ! " و زیر چشمی نگاهش کرد؛ کنار علاءالدین نشسته بود و آستینهایش را می کشید پایین . پرسید : " چرا ؟ " گفت : " برای این که تو همه کس منی ؛ پدرم ، مادرم ، برادرم .. خدا دلش نمی آد همه کس آدم رو یه جا ازش بگیره . " || #نیمه_پنهان_ماه ؛ کتاب همت
" فرهنگ ما ، فرهنگی است که انسانهای اندیشمند غرب هم آن را می پسندند و رفتارشان همین طور است . در آنجا هم خانمهای عفیف و سنگین و متین و زن هایی که برای خودشان ارزشی قائلند ، حاضر نیستند خودشان را برای ارضای غرایز شهوانی هرزه چشمها وسیله ای قرار دهند . "
" تکبر از همه ی انسانها مذموم است ، مگر از زنان در مقابل مردان نامحرم . زن باید در مقابل مرد نامحرم متکبر باشد . این ، برای حفظ کرامت زن است . اسلام این را می خواهد و این الگوی زن مسلمان است . "
" بساط آن چیزی که امروز به عنوان آزادی زن در دنیا و از سوی فرهنگ منحط غربی پهن شده است ، برپایه این است که زن را در معرض دید زن غرار دهند تا از او تمتعات جنسی ببرند . این آزادی زن است ؟"
" خدایا من چیزی از تو نمی خواهم ، من سرباز گمنامم ، من درویشی سر و پا برهنه ام ، و هنگامیکه چشم از جهان فرو می بندم می خواهم هیچ چیز نداشته باشم . می خواهم بسوزم تا راه را روشن کنم .. " || #چمران
داشت کوچه شان را آب و جارو می کرد . دوتا پسرهایش شهید شده بودند . می گفت : " آب و جارو می کنم که بسیجیها که اومدن ، ببینن هنوز هستیم . ببینند پشتشون رو خالی نکردیم . "
حجرالبن شهادت دوباره ات مبارک...
13 سال و 4 ماه و 17 روز و 23 ساعت و 10 دقيقه قبل