دفـتـر ســُـرخ
داشت می رفت ، برای چندمین بار ، همه آمده بودیم دم در ، بابا قرآن کوچکش را باز کرد.صورتش سرخ شد.احمدرضا را دوباره بغل کرد و بوسید.احمد رضا که رفت گفتیم چه آیه ای آمد؟گفت : « آیه ای بود که ابراهیم پسرش را می برد برای قربانی.»مکث کرد.صورتش هنوز سرخ بود.گفت:«این بار آخر است.»
دفـتـر ســُـرخ
امام حسن مجتبی (ع) : " مَنْ عَـبَـدَ الله ، عَـبَّـدَ اللهُ لَهُ كُـلَّ شَىْء " هر كسى كه خـداونــد را اطـاعـتـــــ كنـد ، خداى متعال ، هـمــه چـیــز را مـطـیــع ِ « او » میكند ...
دفـتـر ســُـرخ
تـو گر لــذّتـــــ ِ تــَركـــ ِ لـذتـــ بــِدانـی دگـر لـذتـــ ِ نــفـس ، لــذّتـــــ نـخوانی
دفـتـر ســُـرخ
پیامبر اكرم (ص) : بهترین یاران، کسی است که ؛ نـاسازگاری َ ش انـدکـــ باشد ، و سـازگاری َ ش بـــســـیــــــار ...
دفـتـر ســُـرخ
پسر خاله: کیک مسموم بود خودم همش و خوردم تهنای تهنا؛ مجری: چرا ننداختی دور؟، پسر خاله: خوب مورچه ها میخوردن، به مورچه که نمیشه سرم وصل کرد .. !
دفـتـر ســُـرخ
یــک رئیس جمهور چطور تعطیلات نوروز را سپری می کند؟!
دفـتـر ســُـرخ
هی داداشی! میگم به نظرت زندگی بعد از تولد وجود داره؟ تو به وجود مامان اعتقاد داری؟ <<===>> داداشش: نع! اصلا! ! من این خرافات رو قبول ندارم! من یه ملحدم! یه پوزیتویست ! اصلا بگو ببینم تو تا حالا خودت مامان رو دیدی که بهش معتقدی؟
محشششششششششششششر بود
14 سال و 5 ماه و 18 روز و 9 ساعت و 37 دقيقه قبل