velveshia
دوست داشتنت برای من یه اشتباه ساده بود
velveshia
یک وقتی یک جایی یک غریبه می شود همان اتفاق ناخوانده زندگیت... که سالها به آرزویش نشسته بودی!!!
velveshia
همیشه هم تقصیر سرنوشت و قضا و قدر نیست
گاهی اشکال از چشمهای بسته، تحلیل اشتباه شرایط و انتخاب نادرست است ...
velveshia
نه خوابم میبرد نه میبرد مرگم به بیداری به این حال معلق تا کیام بیدار میداری هوا! گاهی هوا! گاهی هوا! گاهی هوا! گاهی، نفس بفرست! مُردم آه! از این آه تکراری
velveshia
این بار دلم نه برای آدمی... نه برای ملکی... نه برای عشقی... نه برای چیزی... که دلم برای خودم تنگ شده است
velveshia
خودت نیستی ولی یادت همیشه با من هست , گاهی با خاطراتت میخندم گاهی بغضم می گیرد چقدر این خنده ها و بغض هارو دوست دارم
velveshia
دل گرفته بهانه نمیخواهد، تنها شانه ای برای سر گذاشتن میخواهد
velveshia
مــن شـيـفـتـــه ي ميــزهــاي کوچـک کـافـه اي هـسـتـــم ... که بـهــانـه نـزديـک تــر نـشـسـتـن مــان مـــي شــــــــــود ! و مــــــن ... روبـه روي تــــــــــــو ... مـي تــوانــم تـمــام شـعــرهـاي نـگـفــــــتـه دنـيــا را يـک جـــا بـگــويـــــــــم ...!!!
velveshia
بـاز دلـتـنـگــــــ شـــــده ام ... دلـتـنـگـــــــ تــ ــویــی کـه حـتــی از صــدای سـکــوتـــــم ... از صــدای نـگـاه بـیــن مــان هــــــم ... مـی گـریــــــزی ...!!!
velveshia
نصف اشباهاتمان ناشی از این است که وقتی باید فکر کنیم ، احساس می کنیم و وقتی که باید احساس کنیم ، فکر می کنیم . .
velveshia
نبودنهایی هست که هیچ بودنی جبرانشان نمیکند ...
velveshia
حالا که رفته ای کلّ دنیا مرخصی گرفته اندبرای خراب شدن روی سرم! چه خوب که ویرانی ام را نمی بینی!
velveshia
تو نیستی ... و من تازه به وسعت این تخت پی بردم ... که بی تو چقدر بزرگ است ..