velveshia
این عشق برای من هیچ نداشت ، اما گلهای بالشم را "باغبان " خوبی بود اشک های هر شب من .
velveshia
دارم بازی می کنم آخرین پرده ی تلخ ترین نمایشِ جهان را. صحنه، جایی ست شبیه دنیایی که تو برایم ساخته ای، و من قرار ست بعد از رفتنت به زانو بیافتم و آرام آرام بمیرم..
velveshia
نمیدانم چرا چشمانم گاهی بی اختیار خیس می شوند می گویند حساسیت فصلی است آری من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم .
velveshia
مثل کشیدن کبریت در باد دیدنت دشوار است؛من به معجزه عشق ایمان دارم می کشم آخرین دانه کبریتم را هر چه بادا باد!
velveshia
وقتی می رفتی بهار بود ، تابستان نیامدی ، پاییز شد ، پاییز که نیامدی پاییز ماند ، زمستان که نیایی باز پاییز می ماند ، تو رو خدا فصل ها رو به هم نریز ! پاشو بیا دیگه .
velveshia
درد داره ؛ يکي ميشه همه ي زندگيت ! ولي .... هيچ جاي زندگيت حضور نداره ... !
velveshia
گـاهــی اوقـات پـایـان دادن بـه یـک رابطـه ی عـاشقـانه ی بـی سرانجــام و بــدون نتیجـــه بهتـر است از نـگهداشتن رابطـه ایـی کـه در آن عشق ذره ذره بـه بـی تفـاوتـی و گاهـی تنفـر تبـدیل بشـود.....!
velveshia
اگر آن شب نگاهم نمی کردی اگر در آن شب تاریک بر این تنهاتر از تنهایی چشمک نمی زدی اگر در اولین حرفم باورم نمی کردی اگر نمی ماندی و می رفتی من دیگر این که هستم نبودم.
velveshia
خدایا.... مارو به خاطر یه سیب از بهشت فرستادی زمین ، به خاطر اب انگور از زمین میفرستی جهنم...... اخه چرا اینقدر با میوه و ابمیوه مشکل داری؟:
velveshia
آدمـهـا را به انــدازه لــياقــتشان دوست بدار و به انــدازه ظــرفــيتشان ابراز کــن....
velveshia
از پیرمردی پرسیدم عشق چیست؟ گلی را نشانم دادو گفت : دیروز غنچه بود، امروز شکفت، فردا پژمرده خواهد شد