velveshia
انگشت نمای شهر شده ام ؛ شیرین ندیده اند که تیشه بر دوش سراغ بیستون رود !
velveshia
در زندگی خانوادگی،شوم ترین كلمات این دو هستند:مال من،مال تو
velveshia
پست ترين انسان كسي است كه راز دوران دوستي را به وقت كدورت فاش سازد
velveshia
به غضنفر میگن عروسی پسرت کیه ؟ میگه: این چهارشنبه نه.. دوشنبه ی بعد
velveshia
تو تاکسی بودیم، بعد راننده هه اومد از یه فرعی تو اصلی بپیچه به راست، از ۵ نفر آدم تو ماشین ۴ نفر سمت چپو نگاه کردن که ببینن ماشین میاد یا نه. تنها کسی که نگاه نکرد راننده بود
velveshia
همه ی پل های پشت سرم را خراب کردم ؛ از عــمد …. راه اشــتباه را نباید برگشت … !!!
velveshia
همه ی مداد رنگی ها مشغول بودند به جز مداد سفید... هیچ کسی به او کاری نمی داد ... همه می گفتند:تو به هیچ دردی نمی خوری... یک شب که مداد رنگی ها توی سیاهی کاغذ گم شده بودند مداد سفید تا صبح کار کرد؛ماه کشید؛مهتاب کشید و آنقدر ستاره کشید که کوچک وکوچک تر شد... صبح توی جعبه ی مداد رنگی جای خالی او با هیچ رنگی پر نشد
velveshia
حد مهریه : 313 سکه * 800 هزار تومان = 250 میلیون ! دیه : 90 میلیون ! انتخاب با شماست !!!!
velveshia
دختر به دوست پسرش : نظرت راجع به عشقمون چیه؟ پسر : سعی کن ستاره هارو بشمری، خودت می فهمی. دختر : cااااااای، یعنی بی نهایته. پسر : نه لعنتی. تلف کردن وقته !
velveshia
هر از گاهی دریا هوس میکنه به ساحلش سر بزنه،مهم نیست ساحل تحویلش بگیره یا نه مهم اثبات وفاداریست...
velveshia
می گن نیمه اول زندگی یک مرد برای پیدا کردن زن مورد علاقه اش سپری میشه و نیمه دوم هم برای پیچوندن همان زن مورد علاقه.
velveshia
شعر که میخوانم چشمانت را نبند تو که میدانی حافظه ی خوبی ندارم . . . !
velveshia
تمــــام اکسيـــژنـهـاي دُنـــيا را هَم بياورنــد بــه کــــارَم نمي آيــد مــــن پـُــر از هــــــواي تـــو أم ..........!
velveshia
اســــــــــراف میکنم در دوســـــت داشــتنت . . خدا اسراف کنندگان ِ عاشق را دوست دارد