velveshia
تو پادشاهی گر چشم پاسبانان همه شب........ به خواب درنرود پادشا چه غم دارد
velveshia
دوست داری... راه رفتن زیر باران را... در خیابان های بی پایان تنهایی... دست خالی بازگشتن... از صف طولانی نان را... در اتاقی خلوت و کوچک... رفتن و برگشتن و گشتن
velveshia
زنده ای ؟ چرا جواب نمیدی دیونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
velveshia
باران که میبارد ، من نیز ، هم آواز باران میشود تا خیسی چشمانم را از نگاه کسانی که حسرت عشقمان را میکشیدند پنهان کنم و باران را بهانه کنم ...
velveshia
به مجنون زد شبی لیلی اس ام اس که آخر تا به کی تاخیر و فس فس؟ اگر عقدم نخوانی سال جاری روم تهران، شوم دختر فراری !!!!!!
velveshia
بازم محمد عده ای مثل قرص جوشانند؛ در لیوان آب که بیاندازیشان طوری غلیان کرده و کف می کنند که سر می روند اما کافی است کمی صبر کنی بعد می بینی که از نصف لیوان هم کمترند...
velveshia
یار مردان خدا باش که در کشتی نوح.....هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را
velveshia
با تمـــــام قدرتـــــم وســـــط رودخـــــانه زندگـــــي ايســـــتاده ام !!!! ......................آن هـــــم در "جـــــهت مخالـــــف
velveshia
در چشم ِ مادر چنين بود" اينكه ميگويم "ميروي؟" يعني ميشود نروي؟ يعني حالا كه ميروي زود بر ميگردي؟