دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

velveshia

velveshia
زن - مجرد
امتیاز: 2337.95

دنبال‌شدگان

(496 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(259 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

velveshia
velveshia

برای کشتن پروانه او را له نکن! بالهایش را بچین - خاطرات پرواز او را خواهد کشت

velveshia
velveshia

منم امتیاز میخوام میشه به منم بدین

velveshia
kbm5kwt8wtk9ld9iel8u.jpg velveshia

velveshia
velveshia

داستان “کارمند و تکرار اشتباه” کارمندی به دفتر رئیس خود می‌رود و می‌گوید: «معنی این چیست؟ شما ۲۰۰ دلار کمتر از چیزی که توافق کرده بودیم به من پرداخت کردید.» رئیس پاسخ می دهد: «خودم می‌دانم، اما ماه گذشته که ۲۰۰ دلار بیشتر به تو پرداخت کردم هیچ نکردی.» کارمند با حاضر پاسخ می دهد: «درسته، من معمولا از اشتباه های موردی می گذرم اما وقتی تکرار می شود وظیفه خود می دانم به شما گزارش کنم!

velveshia
velveshia

سلاممممممممممممم

velveshia
velveshia

همیشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهی به پشت سرت کن شاید کسی در پی تو میدود و نامت را با صدای بی صدایی فریاد میزند......! و تو .....هیچ وقت او را ندیدهای!!

velveshia
velveshia

مـَــنـــــ جـــایــیـــ نـرفـتـــمـــ!! جــــایــیــ بـرایـــِ مــنــــ نـبــود ...!!! . . . تــنـهــا گـوشــــه‌ایـــ از خـــودمـــ نـشـسـتــه‌امـــ...

velveshia
velveshia

گاهے... فقط گاهے احساس کن دوست میدارے هر آنچه را ک در اطرافت وجود دارند حتے آن یک برگ زرد و خشکے را که با بے رحمے خرد میکنے زیر پاهایت و میگویے: از کودکے عاشقِ این صدا بودم....

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط velveshia

تحمل درد و غم......

velveshia
velveshia

سلام ظهر آدینتون بخیر...........

velveshia
velveshia

شكسپير مي گه: هر وقت زنت گريه مي كنه مي خواد خرت كنه و هر وقت مي خنده مطمئن باش خرت كرده!

این ارسال را بازنشر کرده است.
velveshia
velveshia

مهم نیست که دهه هفتادی باشی یا دهه هشتادی یا دهه نودی ؛ مهم اینه که مثل دهه شصتی ها با معرفت باشی !!

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط velveshia

یک انتخاب درست......

velveshia
velveshia

بچه‌ها در ناهارخورى مدرسه به صف ايستاده بودند. سر ميز يک سبد سيب بود که روى آن نوشته بود: فقط يکى برداريد. خدا ناظر شماست. در انتهاى ميز يک سبد شيرينى و شکلات بود. يکى از بچه‌ها رويش نوشت: هر چند تا مى‌خواهيد برداريد! خدا مواظب سيب‌هاست

velveshia
velveshia

می گويند شخصی سر کلاس رياضی خوابش برد. وقتی که زنگ را زدند بيدار شد، باعجله دو مسأله را که روی تخته سياه نوشته بود يادداشت کرد و بخيال اينکه استاد آنها را بعنوان تکليف منزل داده است به منزل برد و تمام آن روز وآن شب برای حل آنها فکر کرد. هيچيک را نتوانست حل کند، اما تمام آن هفته دست از کوشش بر نداشت. سرانجام يکی را حل کرد و به کلاس آورد. استاد بکلی مبهوت شد، زيرا آنها را بعنوان دونمونه از مسائل غير قابل حل رياضی داده بود. اگر اين دانشجو اين موضوع را می دانست احتمالاً آنرا حل نمی کرد، ولی چون به خود تلقين نکرده بود که مسأله غير قابل حل است ، بلکه برعکس فکر می کرد بايد حتماً آن مسأله را حل کند سرانجام راهی برای حل مسأله يافت. برای آنکس که ایمان دارد ناممکن وجود ندارد