velveshia
من تو را دوست دارم.. تو دیگری را دوست داری.. دیگری دیگری را دوست دارد.. و این چنین است که ما تنهاییم.. دکتر علی شریعتی
velveshia
به کوچه ای رسیدم که پیر مردی از آن خارج میشد ... به من گفت : نــرو که بن بسته ! گوش نکردم و رفتم ... وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم پیر شده بودم
velveshia
همیشه تلاش کن تا زنده بمونی تا زندگی کنی نه این که زندگی کنی تا زنده بمونی
velveshia
پایانم نزدیک است نبودنم را تمرین کن
velveshia
دوستان تا اطلاع ثانوی خدا نگهدار
velveshia
دلم گرفته ازادمایی که میگن دوست دارم.امامعنیشونمیدونن..
ازادمایی که میخوان مال اوناباشی ولی خودشون مال تو نیستن...
از اونایی که زیربارون برات میمیرن ووقتی افتاب میشه همه چی یادشون میرن
velveshia
اشکم قطره قطره می چکد از ناودان تنهایی این ناودان مدتهاست چشم به راه توست ... برگرد تنهایی عجیب درد دارد ...
velveshia
باید می دانستم سرانجام تو را از اینجا خواهد برد این جاده که زیر پای تو نشسته بود
velveshia
زمانيكه مردي در حال پوليش كردن اتوموبيل جديدش بود كودك 4 ساله اش تكه سنگي را برداشت و بر روي بدنه اتومبيل خطوطي را انداخت.مرد آنچنان عصباني شد كه دست پسرش را در دست گرفت و چند بار محكم پشت دست او زد بدون انكه به دليل خشم متوجه شده باشد كه با آچار پسرش را تنبيه نموده در بيمارستان به سبب شكستگي هاي فراوان چهار انگشت دست پسر قطع شد وقتي كه پسر چشمان اندوهناك پدرش را ديد از او پرسيد "پدر كي انگشتهاي من در خواهند آمد" !آن مرد آنقدر مغموم بود كه هیچي نتوانست بگويد
velveshia
من یه پیشنهاد دارم کی موافقه هر روز درباره یه موضوع خاص حرف بزنیم ؟
velveshia
شبي غمگين شبي باراني و سرد مرا در غربت خود رها كرد دلم در حسرت ديدار او ماند مرا چشم انتظار كوچه ها كرد به من مي گفت تنهايي غريب است ببين غربتش با من چه ها كرد تمام هستي ام بود و ندانست كه در قلبم چه آشوبي به پا كرد و او هرگز شكستم را نفهميد اگر چه تا ته دنيا صدا كرد.
velveshia
خداوندا! اگر روزي بشر گردي ز حال بندگانت با خبر گردي پشيمان ميشوي از قصه خلقت، از اين بودن، از اين بدعت. خداوندا تو مسئولي. خداوندا تو ميداني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است، چه رنجي ميکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…(دكتر شريعتي)
velveshia
خدايا کفر نميگويم، پريشانم، چه ميخواهي تو از جانم؟! مرا بي آنکه خود خواهم اسير زندگي کردي.