دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مـی چیـنـم این واژه ها را بـرای استـراتـژی تنـفـر . !

13 ديدگاه
یـ ـک آدمـ ـ

نمی دانم چرا مرتب به دیوار ها می نگرم

واژه ها را دنبال می کنم

برگ ها را ورق می زنم

انگار که منتظر کسی یا چیزی باشم

خیال هرزه ای است که مرا به دنبال خود می کشاند

خیالی که انگار چشم به راهت است

یک انتظار

بیهوده

بطلان

من تو را از دست داده ام

ولی می توانم

می توانم دوباره بازگردانمت

بر روی این کاغذ ها

همه چیز را از نو بسازم

سیگار ها را با تو ببوسم

تخت هایم را دو نفره کنم

در آغوشت معلق شوم

قهوه را با تو هم بزنم

شیرین ِ شیرین ِ شیرین

واژه واژه شوم

در زیبا ترین بیت ها

عاری شوم از غزل

ساده بگویم

ساده حرف بزنم

ساده قدم بزنم

در خلوت دو نفره

ساده لمس کنم دست هایت را

من تشنه ام

پر از شهوت شلاق گیسوانت

پر عاشقانه های کلیشه ای

پر از رخوت تنهایی

پر از زخم های کهنه

لبریز از انسانیت

پُرَم

پُر از انزجار

از تو

آری ، من انسان هستم

یک آدم

یک آدم که در سیاهی ِ سکوت

روی خط ممتد باور ها

بیرون از گود ِ فکر

در خلا عشق

تنفر را هر شب برای این کاغذ ها دیکته می کند

می توانم

آری من می توانم پُشت کنم به حس ها

با مغزی باز

عاری شوم از تو

می توانم سیگارم را در چشمان ِ هیزت

تمام کنم

می توانم آن شب را آفتابی کنم

تا شاید از پشت ِ عینک ها

تو را دودی ببینم که گذری بیش نیست

می توانم آن کوچه را بسان کاغذهایم خاکی کنم

تا شاید راهت را به این خرابه کج نکنی

یا که می توانم آن کوچه را آنقدر شلوغ کنم

تا در روزمرگی هایم گم شوی




پ.نون


برای تو


بهانه استدلال منطقی است


باز هم دیر نیست برای رفتن


منتظری تشنه


با یک دست هار


تشنه هم آغوشی هایت


در آنسوی ها


بخواب رفته است

14 سال و 5 ماه و 20 روز و 23 ساعت و 37 دقيقه قبل
یـ ـک آدمـ ـ

ممنون که هستی ُ میخونی

خونده شدن یه حس ِ شیرین ِ / وسوسه میکنه واسه نوشتن دوباره !

14 سال و 5 ماه و 20 روز و 22 ساعت و 38 دقيقه قبل
ماه

خواهش میشه.. می دونی که نوشته هاتو دوس دارم، همیشه هم گفتم..

دقیقن این حس رو منم دارم، وقتی میبینم دوستانم می خونن نوشته هامو..

14 سال و 5 ماه و 20 روز و 22 ساعت و 30 دقيقه قبل
یـ ـک آدمـ ـ

ممنون لطف داری تو به زیبایی ِ نوشته های تو نمیرسه : )

14 سال و 5 ماه و 20 روز و 22 ساعت و 27 دقيقه قبل
ماه

نه، اینطورام که میگی نیس حمید، تو لطف داری به من..

من فقط دلمو می نویسم و همین که خونده بشه کافیه.. : )

14 سال و 5 ماه و 20 روز و 21 ساعت و 35 دقيقه قبل
سـكوت ِ عــاطــفه ها . . .

خيـــــلي زيــبا بـــــود ...واقا قشــنگــــ بـــود

14 سال و 5 ماه و 19 روز و 21 ساعت و 43 دقيقه قبل
./ DoostDar ./

یک آدم

یک آدم که در سیاهی ِ سکوت

روی خط ممتد باور ها

بیرون از گود ِ فکر

در خلا عشق

تنفر را هر شب برای این کاغذ ها دیکته می کند

می توانم

آری من می توانم پُشت کنم به حس ها



براووو حمید , بسیار زیبا و عالی .. بازم بنویس .

14 سال و 5 ماه و 19 روز و 8 ساعت و 47 دقيقه قبل
یـ ـک آدمـ ـ

ممنون

لطفت ِ ؛ مرسی که هستی ُ میخونی ممنون ازت

14 سال و 5 ماه و 19 روز و 8 ساعت و 45 دقيقه قبل

بازنشر

(3 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)