دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پستوی خسته خانه /

5 ديدگاه
یـ ـک آدمـ ـ

وقتی دست به قلم می شوم

خلوت های ز کینه جبر

گوارا می شود

اجبار های سیاه در خفای

بامداد های سپید

هم صدای مردمکان بی صدا

در پس اعصابی که درد می کند

می زیستد

از شرارت

از خیال نفرین

تنها

آزادانه

در این حجله پر هجا

در پشت بیهوده های روزمره

در بی تفاوتی های خندان یا گریان

در شبرنگ تیره

در گندمزار تنت

در الماس شمایل بی قناست

نافی از شهوت

به ذهنی سوخته

با افکاری پینه بسته

پیوند می دهم

و من در خواب پر خاشگر خود

که جهان مایوس را

هم دست ماه ی

که ز حسادت های کودکانه

ز عشوه های خورشید بی فروغ

در دل سیاهی رخنه کرده ،

متهم میبینم

هولناک

می نویسم برای تو

و می گذرم . . .





پ.ن : با احترام به شاملو به پاس ِ کمکی از دیار ِ واژه هایش برای عنوان ِ این نوشته

--------------

@بی‌تـا این چجوره /داغ ِ داغ ِ واسه امروز ِ

خوب گفتن نمیگم

پیچیدگی ش ُ !

14 سال و 5 ماه و 5 ساعت و 30 دقيقه قبل
بی‌تـا

نافی از شهوت

به ذهنی سوخته

.
.
.

در پشت بیهوده های روزمره

در بی تفاوتی های خندان یا گریان

در شبرنگ تیره

در گندمزار تنت
---------------------------------
اینارُ خیلــی دوس داشتــم ..
بازم باید بخونمش با بفهممش !
گیجِ گیجم کردی پســر !

حرف نداری ..

14 سال و 5 ماه و 5 ساعت و 17 دقيقه قبل
یـ ـک آدمـ ـ

هووم خوب ِ که چیزی به دل نشست


یه توصیه نخون دیگه بد جور گیج میشی

از چند لایه تشکیل شده

که هر بار یکی رو میشه

14 سال و 5 ماه و 5 ساعت و 9 دقيقه قبل
بی‌تـا

نه باید خوندش ..

دوس دارم این لایه‌هارُ ..

هنوز موندم بعضی جاهاش ..

14 سال و 5 ماه و 5 ساعت و 6 دقيقه قبل
یـ ـک آدمـ ـ

حواست باشه

یه توصیه جدی

: )

مرسی که میخونیش

هر جا موندی در خدمتم

14 سال و 5 ماه و 5 ساعت و 4 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)