دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پسر عموم از بچگی تو ذهنم بود که اسمش هاشم هست و به این اسم صداش می زدیم.بعد عقدش سال72 که بود خونه (مثل الان تو محضر و اینا نبود) بود.بعد موقع خوندن خطبه وقتی عاقد گفت آقای عبدالرحمن ....من و خواهرم و دختر عمه هام که هم سن هم بودیم تعجب زده می گفتیم عبد الرحمن کیه

1392/06/02 - 01:53 در دلنوشتِ دنبالریون
6 ديدگاه
آناهیتا

فکر کنم تنها زمانی که عبدالرحمن صداش زدند همون موقع خوندن خطبه عقد بوده.

13 سال و 1 ماه و 16 ساعت و 11 دقيقه قبل
باران

همون یه بارم شما ارش نگذشتین بعد 20 سال اومدی اینجا افشا گری می کنی

13 سال و 1 ماه و 16 ساعت و 7 دقيقه قبل
آناهیتا

باران یکی از پست ها رو دیدم این ماجرا اومد تو ذهنم.هیچوقت یادم نمیره.

بعضی وقتا اسم ها فقط شناسنامه ای هستند و بس

13 سال و 1 ماه و 16 ساعت و 4 دقيقه قبل
باران

دقیقا بعد ادم نمی فهمه هدف مامان باباها چی بوده

13 سال و 1 ماه و 16 ساعت و 3 دقيقه قبل
آناهیتا

جالبیش اینجاست چون بچه بزرگ عموم هم هست زن عموم رو به اسم مادر هاشم صدا می زنند

13 سال و 1 ماه و 16 ساعت قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)