بايد يه گوشي بشيني به حرفاي اينا يواشكي گوش كني ! من يكي كه ميميرم از خنده ! زناي فاميلمون جمع ميشن دور هم و هر كس به اندازهي مغزش يه حرف ميزنه ! حرف زدناشونم باحاله ! ميپرن تو حرف هم ، اين به اون ميگه ، اون يه اين ميگه !!!؟ اصلا معلوم نيست مخاطبشون كيه ؟ تا دلت بخواد غيبت ميكنند ! آخه اينم فاميله ما داريم ؟
اين مامان بزرگم منتظره يكي از بچههاس بره كربلا يا مكه تا زور خودشو به اونا بهچسبونه !!! ننه جون ثواب داره !!! برو بابا ! اگه بهشت رفتن به كربلا و مكه رفتن بود كه ... ! اينم ننهيه ما داريم ؟
مامان بزرگم نشته همش بابا بزگمو نفرين ميكنه و بهش بد و بيراه ميگه ! آخه مامان بزرگ مگه مريض بودي رفتي زنش شدي ؟ ميگه : والا گول هيكلش رو خورديم ! جون تو اندامش خيلي درست بود ! آخه اينم فاميله ما داريم ؟
بابا بزرگم نشسته همش غر ميزنه ! از مامانبزرگم بد ميگه ! بد ميگه و بد ميگه ! ميگم بابا بزرگ خوب برو يه زن ديگه بگير ! تو كه وضعت خوبه ! اراده كني يه دختر 15 ساله زير دستته !!! ميگه : نه بابا جون ! من همينجوريشم كمرم درد ميكنه !
مادر شوهره تويه يه مجلس نشسته بود كه يهويي عروسش از راه ميرسه...مادر شوهره با صداي بلند ميگه:....صلي علي محمد..دشمن جانم آمد....عروسه هم جوابشو ميده و ميگه:عقرب زير قالي...ميخواستي پسر نزايي