دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

yase kabud

یاس بوی مهربانی می دهد ... درباره »
yase kabud
زن
امتیاز: 3467

دنبال‌شدگان

(251 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(464 کاربر)

گروه‌ها

(174 گروه)

بازدید

yase kabud
345_20090824_1997596080.jpg yase kabud

/ ...

yase kabud
3567.JPG yase kabud

داریم میان چاله ها می گردیم/ در دور و بر تفاله ها می گردیم / چون گربه به دنبال خوراکی مانده / عمری ست سر زباله ها می گردیم ...

motefavet
60_m.gif motefavet

خودت را شکل در بیاور / ادای یک عروسک در بیاور / سر هر فرصتی تا زنده هستی / برای مرگ شکلک در بیاور

این ارسال را بازنشر کرده است.
ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

متاسفم که ، آنچه هستم را مدیون انسانهای خوب زندگیم نیستم بلکه بدهکار انسان نماهائی هستم که «#چگونه-نبودن» را به من آموختنـــــد . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
yase kabud
emam zaman.png yase kabud
در ظهور

از مرز ابرهای بهاری عبور کرد / چشمی که رد پای شما را مرور کرد / تنها به شوق لمس شما ابر بی‌امان / یک شهر را به وسعت باران نمور کرد/ روزی هزار مرتبه تقویم نا‌امید/ تاریخ روز آمدنت را مرور کرد/ تأثیر یک غروب غم‌انگیز جمعه بود/ مضمون این غزل که به ذهنم خطور کرد /اصلاً خیال روی شما سال‌های سال/ دیوان شاعران جهان را قطور کرد ...

yase kabud
-emame-zaman.jpg yase kabud
در ظهور

ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت‏ /دست مرا بگیر كه آب از سرم گذشت‏ /مانند مرده‏ای متحرك شدم، بیا /بی تو تمام زندگی ‏ام در عدم گذشت/‏ می‏خواستم كه وقف تو باشم تمام عمر /دنیا خلاف آنچه كه می‏خواستم گذشت/‏ دنیا كه هیچ، جرعه آبی كه خورده ‏ام‏/ از راه حلق تشنه ی من، مثل سم گذشت/‏ بعد از تو هیچ رنگ تغزل ندیده ‏ایم‏/ از خیر شعر گفتن، حتی قلم گذشت/ تا كی غروب جمعه ببینم كه مادرم‏ / یك گوشه بغض كرده، كه این جمعه هم گذشت‏ /مولا! شمارِ درد دلم بی‏نهایت است‏/ تعداد درد من به خدا از رقم گذشت‏ /حالا برای لحظه ‏ای آرام می‏شوم‏ /ساعات خوب زندگی ‏ام در حرم گذشت‏

motefavet
0051.jpg motefavet

چجوري بشينم سر سفرمون؟! / بذار عکساتونو تماشا کنم / چشام رو عذاب شما بسته شد / چجوري بايد مو وا کنم؟ / يه دختر که پرسيد از مادرش / کي اشهد رو ياد پدر داده بود؟ / ببين صبح امروز خاکسترش / رو خاکستر مادر افتاده بود/ به آتيش بودا بگو مرگ ما / رهايي از اين جون به سر بردنِ / اگه رسمشون کشتنه ما شده ـ /بگو رسم ما / بگو هرچي ابليس تو گوششون / يه عمري مي‌خونده همش مهمله/ بگو حل نمي‌شه براشون سوال / اگه پاک شه صورت مسئله/ بذار عکساتونو تماشا کنم /که خاکستراتون تو دستاي باد - /داره ميره سمت / گمونم صداي مؤذن مياد...

این ارسال را بازنشر کرده است.
motefavet
80237388-2762671_0.jpg motefavet

داغهایمان کم نبود ، اما ضربه ی نهایی زده شد، خاکستر شدیم، آنقدر وحشت دیده ای ،که جرات نداریم عکسی منتشر کنیم، نکند دنیا به هم بریزد، زندگی ، میان آمریکا و انگلیس، میان بودا و یهود ها، میان اسرائیل و قوم قابیل... ، غربت سخت است اما شیرین.../ اگر از نسل یحیی نیستید... چرا بریده بریده میشوید... و همچنان تمام قامت ایستاده اید ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
yase kabud
yase kabud

@فردایی دیگر شادیت را در کف دستانم می نویسم؛ تا وقت دعا اولین خواسته ام از خدا باشد ...

yase kabud
12viu09q.jpg yase kabud
در خدا

من که از کوی تو بیرون نرود پای خیالـــــم /نکند فرق به حالــــــم چه برانــــی ... چه بخوانــــی/چه به اوجـــــــم برسانی ... چه به خاکـــــم بکشانــی /نه من آنـــم که بــرنجم نه تو آنـــــی که بـــرانی

yase kabud
alef-be.JPG yase kabud

مشق های آب بابا را یادمان رفت /رسم نوشتن با قلم را یادمان رفت /شعر خدای مهربان را حفظ کردیم/ اما خدای مهربان را یادمان رفت ...

تیک تاک کبیر
1329857593151334_large.jpg تیک تاک کبیر

بازوش گرفته اید و هی با تاکید/ تلقین و تکان و ذکر شاید که شنید // راحت بگذارید بخوابد در قبر/ آنکس که نفهمید، نخواهد فهمید

این ارسال را بازنشر کرده است.
آرشیو آواتار دنبالریون
06169820991893725115.jpg آرشیو آواتار دنبالریون
توسط motefavet

... کفش ها ... گام ها ... راه ها ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
motefavet
72599734235494982685.jpg motefavet

ما همچنان ایستاده ایم / بعضی با دو پا / بعضی با یک پا / بعضی بدون پا/ ولی همواره استوار ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
حسین ابراهیمی
حسین ابراهیمی
توسط پیامک

دردا که پیمبر خدا تنها شد/ امشب که خدیجه راحت ازغم ها شد/شد خانه ی بیت الاحزان /چون نوبت خانه داری زهرا شد


این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
J_a_♥_a_D
552644_333622433388017_1603087220_n.jpg J_a_♥_a_D

ته خاکریز. هر کس می خواست او را پیدا کند، می رفت ته خاکریز. جبهه که آمد، گفتند امدادگر بشود.هر کس می افتاد داد می زد: " امدادگر ...! امدادگر ..." . اگر هم خودش نمی توانست دیگرانی که اطرافش بودند داد می زدند: " امدادگر ...! امدادگر ..." . خمپاره منفجر شد؛ او که افتاد دیگران نمی دانستند چه کسی را صدا بزنند. ولی خودش گفت: ...! ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.