دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

yase kabud

یاس بوی مهربانی می دهد ... درباره »
yase kabud
زن
امتیاز: 3467

دنبال‌شدگان

(251 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(464 کاربر)

گروه‌ها

(174 گروه)

بازدید

yase kabud
345_20090824_1997596080.jpg yase kabud

/ ...

yase kabud
yase kabud
در ظهور

آقا اجازه! این دو سه خط را خودت بخوان! قبل از هجوم سرزنش و حرف دیگران/ آقا اجازه! پشت به من کرده قلبتان / دیگر نمی دهد به دلم روی خوش نشان! قصدم گلایه نیست، اجازه! نه به خدا! اصلا به این نوشته بگویید «داستان» من خسته ام از آتش و از خاک، از زمین از احتمال فاجعه، از آخرالزمان!

این ارسال را بازنشر کرده است.
yase kabud
1_mahdi7.jpg yase kabud
در ظهور

آقای من .... خسته خسته آمده ام ... تشنه تشنه برم مگردان .... عطشت ، می کشتم .آمدنم رنجیده ات می کند ، می دانم .... نام تو بر زبان ـ مثل ـ منی ،‌ شرمسارت می کند ؛‌ می دانم .... اما ؛ چه باید می کردم ؟! چون همینمو بدم ، رهایت می کردم ؟ چون ز ـ راهت جدایم ، ز هوایت هم دور می افتادم ؟! چون سیاهم ، می رفتم و می رفتم و می مردم ؟! مهربــــــــان ـ عالم ؛ من همانم که می شناسیم ، همانم که دور افتاده ام .... همانم که جز تو ندارم ، جز تو نمی خواهم ؛ همانم که دوستت دارم ، تنها تو را دارم ؛ بمـــــــــــانم ؟! یا بــــــــــــــــروم ؟!

تیک تاک کبیر
1308916483846733_large1.jpg تیک تاک کبیر

امتــــــــحان هاي الهي آسان اســـت....بـــايد در تـــمـــام جـــاي خـــالـــي ها بـــنــويـســـي: خــ ـــ ــ ــدا

این ارسال را بازنشر کرده است.
yase kabud
emam_zaman.jpg yase kabud
در ظهور

سلام حضرت دلبر ، سلام قرص قمر ، زمین که لطف ندارد ، از آسمان چه خبر؟

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
amirhosein
amirhosein
توسط پیامک

ماهیان ازتلاطم دریا به خدا شکایت بردند وچون دریا آرام شد خود را اسیر تورصیادان یافتند،تلاطم هاى زندگى حکمتى ازخداوند است پس ازخدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه دریاى دوروبرمان! @Alireza

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
J_a_♥_a_D
293799_463255050364758_1777789054_n.jpg J_a_♥_a_D

مسعود داد زد: توپ! توپ! اکبر پرید و با سینه توپ رو نگه داشت بچه ها حال کردند و گفتند: دمت گرم! خیلی باحال بود... مسعود داد زد: توپ! توپ! اکبر خیز برداشت سینه اش سپر توپ شد همه بهت زده گفتند: یا امام غریب!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Hamid ashena
Hamid ashena
توسط پیامک

»بسم الله الرحمن الرحیم« اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن صلواتک علیه و علی ابائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیآ و حافظآ و قاعدآ و ناصرآ و دلیلآ و عینا حتی تسکنهو عرضک طوعا و تمتعهو فیها طویلا برحمتک یا ارحم الراحمین... منتظران ظهور حضرتش پس از یک صلوات جهت تعجیل در فرج،باز نشر کنند تا هزاران صلوات نصیب حضرت شود...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ahmad dastan
9985_972.jpg ahmad dastan

سلام آقاجون! من چارسالمه. من شما رو خیلی دوست دارم. خیلی خوشحالم که امشب اومدی خونمون. فقط نمی دونم چرا بابا مصطفام هنوز نیومده. مامانم میگه بابات رفته یه مسافرت و شاید به این زودی ها نیاد. اما نمی دونم چرا وقتی این حرفو به من می زنه روشو از من برمی گردونه و شونه هاش تکون می خوره و بعد که من می رم تا از جلو صورتشو ببینم، چشماش خیلی قرمز شده و صورتش هم خیسه! این روزا مامانم خیلی صورتشو می شوره.نمی دونم چرا نگاش یا به منه یا به قاب های رو تاقچه و یا به در خونمون که بابا زنگ بزنه.امشب که شما اومدی خونمون من می خوام یه رازو به شما بگم. من و بابام چند روز قبل یه قول مردونه به هم دادیم. اون شبی که بابام می خواست بره مسافرت یواشکی در گوشم گفت من و تو مثل دو تا مرد باید با هم صحبت کنیم و قول هایی به هم بدیم و هیچ کسی هم از اون با خبر نشه. من هم به اون قول مردونه دادم و حتی به مامانم هم نگفتم. برای ادامه هم برید لینک : [لینک] اوج .....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
J_a_♥_a_D
602570_344859828923181_23743534_n.jpg J_a_♥_a_D

گاز شیمیـایـی و عشـق هردو می سوزاننــد یکـی پــوست را، و چشـم را، و جسـم را و دیگری دل را و جــان را هردو سوختــن نالــه هــا دارد و نشــانها خوب که نه، بد هم نگاه کنی نشـان هردو ســوختن را در او می بینی...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
yase kabud
baran.JPG yase kabud

دَمــَــش گـــَــرمـ ... بـــاراטּ را مــےگـــویـــــَــمــ بـــه شـــانـــہ امـ زد وگــُـفــــت : خــَـســتـــہ شُــــدے.. امــــروز را تــُــو اســـتـــراحــَـت کـــُـטּ... مـَــטּ بـــه جــــایـــَـت مـــے بـــارَمـ

yase kabud
yase kabud

yase kabud
64415275.jpg yase kabud

امروز بر کدام پله قدم گذاشتید ؟

yase kabud
yase kabud

گفت: اسکله چه خبر؟ گفتم: "منتظر شماست که بروید شهید شوید." خندید،چند قدم جلو رفت،برگشت نگاهی کرد و دوباره رفت. جسدش را که آوردند گریه ام گرفت. گفتم: "من شوخی کردم ، تو چرا شهید شدی؟!"

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
yase kabud
yase kabud

این روزها... دستم به نوشتن نمیــــــــــــرود تقصیر من نیست نوک مدادم شکسته است دلم هم ... چه بگویم؟

yase kabud
only_God2_s.jpg yase kabud
در خدا

دست هایم به آرزوهایم نرسید، آنها بسیار دور اند؛ اما درخت سبز صبرم می گوید : امیدی هست ... دعایی هست ... خدایی هست ...