yase kabud
ایستاده ای و بزرگ شدنم را نظاره میکنی... من زیر بار این غم ها قد می کشم و تو لبخند میزنی... در خلسه لبخندت مبهوت مانده ام که سنگینی و دردی احساس نمی کنم ... همیشه برگه ی امتحان را وقتی جلویم میگذاری که غافلگیر میشوم... خسته ام اما ایستاده ام... که تشعشع نگاهت مرا فرا گرفته... مضطر میشوم .... و به تو نزدیک و نزدیک تر... و در گوشم آرام زمزمه میکنی: ان مع العسر یسرا....
yase kabud
قلب من قالی خداست /تار و پودش پر از فرشته هاست/ پهن کرده او دل مرا /در اتاق کوچکی در آسمان خراش آفتاب /برق می زند قالی قشنگ و نو نوار من /از تلاش آفتاب /شب که می شود خدا روی قالی دلم راه می رود؛/ ذوق می کنم، گریه می کنم/ اشک من ستاره می شود/ هر ستاره ای به سمت ماه می رود... /یک شبی حواس من نبود /ریخت روی قالی دلم شیشه ای مرکب سیاه/ سالهاست مانده جای آن/ جای لکه های اشتباه... /ای خدا به من بگو:/ لکه های چرکمرده را کجا خاک می کنند؟ /آه... آه از اینهمه گناه و اشتباه/ آه نام دیگر تو است/ آه بال می زند به سوی تو؛ /کبوتر تو است... /قلب من دوباره تند تند می زند/ مثل اینکه بازهم خداست/ روی قالی دلم قدم گذاشت... /در میان رشته های نازک دلم، /نقش یک درخت و یک پرنده کاشت/ قلب من چقدر قیمتی است /چون که قالی ظریف و دستباف اوست /این پرنده ای که لای تار و پودش است، هدهد است /می پرد به سوی قله های قاف دوست...!
سلامــــــــــــــ گلمــــــــــــ خوبی
13 سال و 9 ماه و 1 روز و 3 ساعت و 40 دقيقه قبلسلام دوستم ، ممنون ... شما خوبی؟
13 سال و 9 ماه و 1 روز و 3 ساعت و 37 دقيقه قبلمرسی به خوبیه تو گفتم عرض ادبی بکنمــــــــــ گلمـــــــ
13 سال و 9 ماه و 1 روز و 3 ساعت و 34 دقيقه قبلممنون عزیزم ...خیلی گلی ...
13 سال و 9 ماه و 1 روز و 3 ساعت و 32 دقيقه قبل




13 سال و 9 ماه و 1 روز و 3 ساعت و 30 دقيقه قبل