دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

yase kabud

یاس بوی مهربانی می دهد ... درباره »
yase kabud
زن
امتیاز: 3467

دنبال‌شدگان

(251 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(464 کاربر)

گروه‌ها

(174 گروه)

بازدید

yase kabud
345_20090824_1997596080.jpg yase kabud

/ ...

سعیده
سعیده

دوستاي گلم.امروز يه خبر بد شنيدم...يه دختر بچه 12-13ساله فاميل به بيماري سرطان مبتلا شده.اوضاش وخيمه..براش خيلي دعا كنيد

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
yase kabud
yase kabud

کجایی مهربونم بی تو دنیا دیگه چیزی نمونده زیر و رو شه ، غروب جمعه ها وقتی که نیستی ، میرم کِز میکنم تنها یه گوشه ... [فایل]

motefavet
681532171767617520820028209196100413711297.jpg motefavet

آي اي همسفران، باشمايم كه ز خيل شهدا جامانديد، بشتابيدكه معبر باز است. روبه سوي دشمن...،همه يورش ببريد. مين اگر هست فقط مين هواهاي شماست. پاي بر مين هواها بزنيد،كه رهايي اينجاست. بشتابيد كه معبر باز است...خش خشي از بي سيم... حاج حسين آه كشيدباز در گوش صدايش پيچيد: رمز همان رمز قديم؛همه با نام خدا................. يا زهرا(سلام اله عليها)

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

.باز نشر یادتون نره ............نوشته بود: ما نسل غیرت روی خواهر و روشنفکری روی دختر همسایه ایم نسل کادو های یواشکی نسل پول ماهانه ی وی پی ان نسل - شینیون - زیر روسری نسل خوابیدن با اس ام اس.. نسل درد دل با غریبه های مجازی نسل جمله های کوروش و دکتر،نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس، نسل سوخته،نسل من،نسل تو! حالا من همین جا برایش می نویسم: ما نسل غیرتیم! غیرت روی وطن،ناموس،دیــــن نسل نماز شب های یواشکی، نسل پول ماهانه برای رد مظالم نسل - چــادر - روی روسری نسل خوابیدن با نوای شورالحسیـــــن نسل درد دل با آقای غریبــــــ همیشه ناظـــر نسل جمله های آقــا و شهـــدا نسل ترس از شیطان رجیم، نسل جوانه زدن،نسل من،نسل تو! یــا صاحب الزمــــان! نمی گذارم اهالی عصری را که تـــو صاحبش هستی.. نسل سوخته بنامند! نسل غربتـــ بچه شیعه ها!....

و 2 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
DaNi
12_8804231371_L600.jpg DaNi

داداش از بنیاد شهید چند میگیری ؟ .. ای بابا رفتین جبهه دو تا تیر در کردین کلی پول گیرتون اومده ؟ چه خبره ؟ ... هی اقا پسر دانشگاه مهندسی قبول شدی ؟؟ مبارکه ، سهمیه بابات زیاد بوده ؟ .. . ((برادر رو سیاه و پریشانم از این همه در به دری از این همه آوارگی .. برادر هر سرفه ات تیری بر قلب گناهکار من .. یا علمدار کربلا ))

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
yase kabud
yase kabud
در خدا

خدایا ! دلم باز امشب گرفته/ بیا تا کمی با تو صحبت کنم /بیا تا دل کوچکم را /خدایا فقط با تو قسمت کنم/ خدایا ! بیا پشت آن پنجره /که وا می شود رو به سوی دلم/ بیا،پرده ها را کناری بزن/ که نورت بتابد به روی دلم /خدایا! کمک کن به من/ نردبانی بسازم/و با آن بیایم به شهر فرشته/ همان شهر دوری که بر سردر آن /کسی اسم رمز شما را نوشته/ خدایا! کمک کن /که پروانه شعر من جان بگیرد/ کمی هم به فکر دلم باش /مبادا بمیرد /خدایا! دلم را /که هر شب نفس می کشد در هوایت /اگرچه شکسته /شبی می فرستم برایت

این ارسال را بازنشر کرده است.
yase kabud
yase kabud
در خدا

خیلی رازدارِ ، یه دوست واقعیه ، مهربون ، صمیمی ، ثروتمند ، از وقتی باهاش دوست شدم دیگه تو آسمونا سیر میکنم ، اگه نگاشو ازم بگیره میمیرم ، عاشق شدم ... آره، عاشقش شدم ... @خدا

yase kabud
yase kabud

قلب تو کبوتر است/ بال هایت از نسیم /قلب من سیاه و سخت/ قلب من شبیه... /بگذریم دور قلب من کشیده اند یک ردیف سیم خاردار /پس تو احتیاط کن جلو نیا برو کنار /توی این جهان گنده هیچ کس با دلم رفیق نیست/ فکر می کنی چاره دلی که جوجه تیغی است چیست؟!

ENSAN
ENSAN
توسط yase kabud

پیامبری از کنار خانه ی ما رد شد. ما هزار درِ بسته داشتیم و هزار قفل بی کلید. پیامبر کلیدی برایمان آورد . اما نام او را که بردیم قفل ها بی رخصت کلید باز شدند. من به خدا گفتم : امروز پیامبری از کنار خانه ما رد شد. امروز انگار اینجا بهشت است. خدا گفت : کاش می دانستی هر روز پیامبری از کنار خانه تان می گذرد و کاش می دانستی بهشت همان قلب توست.

ENSAN
ENSAN
توسط yase kabud

پیامبری از کنار خانه ی ما رد شد. آسمان حیاط ما پر از عادت و دود بود. پیامبر کنارشان زد. خورشید را نشانمان داد و تکه ای از آن را توی دستهایمان گذاشت. پیامبری از کنار خانه ی ما رد شد و ناگهان هزار گنجشک عاشق از سرانگشتهای درخت کوچک باغچه روییدند و هزار آوازی را که در گلویشان جا مانده بود به ما بخشیدند و ما به یاد آوردیم که با درخت و پرنده نسبت داریم.{ادامه دارد}

ENSAN
Untitled2.png ENSAN
توسط yase kabud

پیامبری از کنار خانه ی ما رد شد. باران گرفت. مادرم گفت : چه بارانی می آید. پدرم گفت : بهار است. و ما نمی دانستیم باران و بهار نام دیگر آن پیامبر است. پیامبری از کنار خانه ما رد شد. لباسهای ما خاکی بود . او خاک روی لباسهایمان را به اشارتی تکانید. لباس ما از جنس ابریشم و نور شد و ما قلبهامان را از زیر لباسمان دیدیم.{ادامه دارد}

استقلال
1t22hunmiyub1kvqqt.jpg استقلال
توسط مسافر...

اســتــقـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلال

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
motefavet
saaer.jpg motefavet

دستان شما پاسخ صد ها مین است / با برق نگاهتان جهان آذین است / از کرب و بلا بوی شما می آید /مضمون رباعی جدیدم این است

این ارسال را بازنشر کرده است.
motefavet
motefavet
در ظهور

عالم همه اشتیاق تکبیر تو را ... دارند و به حیرت اند تقدیر تو را / کی می ر سد آن جمعه که چشمم بیند ... در آب به جای ماه تصویر تو را

این ارسال را بازنشر کرده است.