yase kabud
ابر ای ابر! که بر تربت آن سبزترین می گذری آب یادت نرود ...
yase kabud
به سیل اشک باید شست راه کاروان را/ هنوز از جبهه میآرند تابوت جوانها را /کدامین کاروان آهنگ یوسف با خودش دارد/ غم ابرو کمان ها مینوازد قد کمانها را /نه پیراهن به تن مانده نه بوی پیرهن مانده /امان از این چنین داغی که میبرد امانها را /به ما با چشم و ابرو گفته بودند از چنین روزی /ولی باور نمیکردیم این خط و نشانها را /به دنبال جوان خوش قد و بالای خود بودند /همانانی که با خود میبرند این استخوانها را /اگر دریا نمیگنجد به کوزه با چه اعجازی /میان چفیه پیچیدند جسم پهلوانها را /خبر دادند یوسفها به کنعان باز میگردند/ ندانستیم با تابوت میآرند آنها را /به روی شانه لرزان مردم یک به یک رفتند/ خدا از شانه مردم نگیرد این تکانها را ...
yase kabud
خنده های از ته دلِ بچگی یادش به خیر ...
yase kabud
امشب سرِ مهربانِ نخلی خم شد/ در کیسه ی نان به جای خرما غم شد /در کنج خرابه ها زنی شیون کرد /همبازی کودکان کوفه...
yase kabud
نقطه سرِ سطر ، بچه ها بنویسید! / با خط درشت ، عشق را بنویسید / تکلیف شب شماست در دفتر دل / صد مرتبه از روی خدا بنویسید ...
yase kabud
دلم به ” مستحبی ” خوش است که جوابش ” واجب ” است السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه...
yase kabud
قصه بگو تا بخوابم... امشب قصه ی آمدنت را می خواهم می خوانی؟؟!! نمی دانم چرا چشمانم گاهی... بی اختیار؛ خیس می شوند... می گویند حساسیت فصلیست آری من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم... ...اللهم عجل لولیک الفرج
yase kabud
چشمانم را باز می کنم نمی بینمت... این بی رحمانه ترین اتفاق هر روز است!!!
سلامــــــــــــــ گلمــــــــــــ خوبی
13 سال و 9 ماه و 1 روز و 15 ساعت و 11 دقيقه قبلسلام دوستم ، ممنون ... شما خوبی؟
13 سال و 9 ماه و 1 روز و 15 ساعت و 8 دقيقه قبلمرسی به خوبیه تو گفتم عرض ادبی بکنمــــــــــ گلمـــــــ
13 سال و 9 ماه و 1 روز و 15 ساعت و 5 دقيقه قبلممنون عزیزم ...خیلی گلی ...
13 سال و 9 ماه و 1 روز و 15 ساعت و 4 دقيقه قبل




13 سال و 9 ماه و 1 روز و 15 ساعت و 1 دقيقه قبل